معجزه‏ اى از امام سجاد ع

http://s15.picofile.com/file/8408011484/saj6.jpg


از على بن يزيد روايت شده، گفت: من در آن هنگام كه امام سجّاد عليه السّلام (در سفر كربلا) از شام به مدينه بازمى‏ گشت، همراه آن حضرت بودم، من به همراهان آن حضرت، از زنان و ... نيكى مى ‏كردم و نيازهاى آنها را تأمين مى‏ نمودم، وقتى كه آنها به مدينه رسيدند، مقدارى از زيورهاى خود را (به عنوان پاداش و قدرشناسى) براى من فرستادند، آنها را نگرفتم، و گفتم: من براى خدا، به آنها خدمت كردم، نه براى پول، امام سجّاد عليه السّلام سنگ سياه بسيار سختى را از زمين برداشت، و انگشتر خود را بر روى آن نهاد، و شكل صفحه انگشتر، در آن سنگ نقش بست، سپس آن سنگ را به من داد و فرمود: «اين سنگ را بگير و هر حاجتى دارى به وسيله آن، بدست بياور.
على بن يزيد مى‏گويد: «سوگند به خداوندى كه محمّد صلّى اللّه عليه و آله را به حقّ مبعوث كرد، آن سنگ در شب بسيار تاريك، مى‏ درخشيد و من در پرتو روشنائى آن، اطراف را مى‏ ديدم، و آن را بر قفلهاى بسته مى‏ نهادم، باز مى ‏شدند، و آن را به دستم گرفته و در برابر پادشاهان مى‏ ايستادم، از ناحيه آنها به من گزندى نمى‏ رسيد».
عالم بزرگ، شيخ حرّ عاملى (ره) با اشعار خود، به همين معجزه اشاره كرده و مى‏ گويد:
         و الحجر الاسود لمّا طبعه             ارى عجيبا الّذى كان معه‏
          و كم له من معجز و فضل             و شرف باد و قول فصل‏
: «وقتى كه امام سجّاد عليه السّلام انگشتر خود را بر آن سنگ سياه نهاد، از آن پس، چيزهاى عجيبى همراه آن سنگ ديدم، آن حضرت داراى چه بسيار معجزه و كرامت و امور فوق العاده و پياپى، و گفتار روشن و قاطع است».

 منبع: نگاهى بر زندگى چهارده معصوم عليهم السلام، شیخ عباس قمی ,ص 120

ارسال نظر برای این مطلب

نام
ایمیل (منتشر نمی‌شود) (لازم)
وبسایت
:) :( ;) :D ;)) :X :? :P :* =(( :O @};- :B /:) :S
نظر خصوصی
مشخصات شما ذخیره شود ؟ [حذف مشخصات] [شکلک ها]
کد امنیتیرفرش کد امنیتی

مطالب مشابه

پیام های ناخودآگاه(مخفی)