شهید محمد باقر ستوده

https://s22.picofile.com/file/8449576476/%D8%B4%D9%87%DB%8C%D8%AF_%D9%85%D8%AD%D9%85%D8%AF_%D8%A8%D8%A7%D9%82%D8%B1_%D8%B3%D8%AA%D9%88%D8%AF%D9%87.jpg


بسيجي‌ شهيد محمدباقر ستوده‌ كمامردخي‌ فرزند حسين‌ به‌ سال‌ 1351 در روستاي‌ كمامردخ‌ شهرستان فومن ديده ‌به‌ جهان‌ گشود. در كانون‌ خانواده‌اي‌ زحمتكش‌ پرورش‌ يافت‌، تا اينكه‌ دوران‌ تعليم‌ او فرارسيد وراهي‌ محيط‌ مدرسه‌ گرديد. دوره‌ ابتدايي‌ را در مدرسه‌ شهيد صادق‌ فدايي‌ كمامردخ‌ آغاز كرد و پس‌از آن‌ وارد دوره‌ راهنمايي‌ شد و آنرا تا پايه‌ي‌ دوم‌ به‌ پيش‌ برد.
پس‌ از آن‌ درس‌ را رها نمود و بعد از چندي‌ وارد نهاد بسيج‌ شد و پس‌ از شروع‌ جنگ‌، بعنوان‌ يكي‌ بسيجي‌ مبارز و متعهد، از طريق‌ تيپ‌ 52 لشكر قدس‌ گيلان‌ عازم‌ جبهه‌هاي‌ نبرد گرديد. شهيد ستوده‌ در جبهه‌، حضوري‌ فعال‌ داشت‌ و مدتي‌ هم‌ بعنوان‌ فرمانده‌ رسته‌ انجام‌ وظيفه‌ مي‌نمود.
مدتي‌ در جنگ‌ و ستيز با دشمن‌ بسر برد، تا اينكه‌ سرانجام‌ در دهم‌ شهريور 1365 در منطقه‌ي‌ حاج‌عمران‌ در نخستين‌ روز از عمليات‌ كربلاي‌ دو،در حال‌ بمباران‌ نيروهاي‌ بعثي‌ مفقود گرديد و به‌ جمع‌ شهدا پيوست‌. سالها اثري‌ از او در ميان‌ نبود، تا اينكه‌ پيكرش‌ در مرداد ماه‌ 1371 شناسايي‌ و بعد هم‌ به‌ زادگاهش‌ منتقل‌ گرديد. مزار این شهید در روستای کمامردخ فومن قراردارد.
در فرازي‌ از وصيت‌نامه‌ي‌ شهيد ستوده‌ آمده‌ است‌: «مادر جان‌، مرگ‌ من‌ در راه‌ اسلام‌ و قرآن‌، شايد جوششي‌ در جوانان‌ بوجود آورد. البته‌ نه‌ تنها مرگ‌ من‌، بلكه‌ تمامي‌ شهيداني‌ كه‌ در راه‌ اهداف‌ مقدس‌ اسلام‌ كشته‌ شده‌اند. از برادران‌ و خواهرانم‌ مي‌خواهم‌ و توصيه‌ مي‌كنم‌، دست‌ از اين‌ انقلاب‌و اميد مستضعفان‌ برندارند».
شهيد محمدباقر ستوده‌
 
بسيجي‌ شهيد محمدباقر ستوده‌ كمامردخي‌ فرزند حسين‌ به‌ سال‌ 1351 در روستاي‌ كمامردخ‌ شهرستان فومن ديده ‌به‌ جهان‌ گشود. در كانون‌ خانواده‌اي‌ زحمتكش‌ پرورش‌ يافت‌، تا اينكه‌ دوران‌ تعليم‌ او فرارسيد وراهي‌ محيط‌ مدرسه‌ گرديد. دوره‌ ابتدايي‌ را در مدرسه‌ شهيد صادق‌ فدايي‌ كمامردخ‌ آغاز كرد و پس‌از آن‌ وارد دوره‌ راهنمايي‌ شد و آنرا تا پايه‌ي‌ دوم‌ به‌ پيش‌ برد.
پس‌ از آن‌ درس‌ را رها نمود و بعد از چندي‌ وارد نهاد بسيج‌ شد و پس‌ از شروع‌ جنگ‌، بعنوان‌ يكي‌ بسيجي‌ مبارز و متعهد، از طريق‌ تيپ‌ 52 لشكر قدس‌ گيلان‌ عازم‌ جبهه‌هاي‌ نبرد گرديد. شهيد ستوده‌ در جبهه‌، حضوري‌ فعال‌ داشت‌ و مدتي‌ هم‌ بعنوان‌ فرمانده‌ رسته‌ انجام‌ وظيفه‌ مي‌نمود.
مدتي‌ در جنگ‌ و ستيز با دشمن‌ بسر برد، تا اينكه‌ سرانجام‌ در دهم‌ شهريور 1365 در منطقه‌ي‌ حاج‌عمران‌ در نخستين‌ روز از عمليات‌ كربلاي‌ دو،در حال‌ بمباران‌ نيروهاي‌ بعثي‌ مفقود گرديد و به‌ جمع‌ شهدا پيوست‌. سالها اثري‌ از او در ميان‌ نبود، تا اينكه‌ پيكرش‌ در مرداد ماه‌ 1371 شناسايي‌ و بعد هم‌ به‌ زادگاهش‌ منتقل‌ گرديد. مزار این شهید در روستای کمامردخ فومن قراردارد.
وصیعت نامه این شهید بزرگوار :

بنام خدا

وصیت نامه پاسدار شهید محمد باقر ستوده

یا ایها الذین آمنو کونوا قوامین بالقسط شهداء لله ولو علی انفسکم او لوالدین والقربین  

  سوره نساء آیه ۱۳۴

ای کسانیکه ایمان آورده اید از قیام کنندگان بالقسط و گواهانی برای خداباشید اگر چه این شهادت بر علیه خودتان یا پدر و مادرتان و یا نزدیکانتان باشد

با سلام و درود برمهدی (عج) موعود ، یگانه منجی عالم بشریت و نائب بر حقش امام امت خمینی بت شکن و با سلام بر شهیدان کربلای حسین (ع) بالاخص شهید بخون خفته مرتضی شیر زاد ، سخنم را آغاز می کنم . سلام بر تو ای حسین سلام بر تو که می آئیم به کمک تو تا یارو یاور تو باشیم سلام بر تو ای مادر عزیز و مهربان من و سلام برتو ای پدر گرامی من . مادر جان می دانم ئکه برای من خیلی زحمت کشیده ای تا مرا به این اندازه رسانده ای شبها بیدار مانده ای تا مرا بزرگ کرده ای مادر جان اگر مرا ندیدی حلام کن . خود بهتر می دانی که من از اوایل پا گرفتن انقلاب در تمامی موارد می خواستم سهمی داشته باداشته باشم مادر جان بعد از شنیدن خبر مرگ من اشک نریز و به خواهران من هم بگو در مرگ من اشک نریزند زیرا امام بزرگوارمان در مرگ فرزندش اشک نریخت چون می دانست که که رضای خدا در این امر می باشد . مادر جان مرگ من در راه اسلام و قر ان شاید جوششی در جوانان بوجود آورد البته نه تنها مرگ من بلکه تمامی شهیدانی که در راهاهدافمقدس اسلام کشته شده اد و تو نیز خوشحال باش کهفرزندت در راه اسلام از دست می دهی در جهان آخرت بانوی صدر اسلام فاطمه زهرا (س) از تو گله ندارد و از برادران و خواهرانم می خواهم و توصیه می کنم مه دست از این انقلاب و امید مستضعفان بر ندارند چون که این امام خیلی ارزش دارد و جبهه ها را هیچوقت فراموش نکنند و در ضمن اگر شهید شدم مرا پهلوی شهید مرتضی شیرزاد ذهنم نمائید . دیگر عرضی ندارم و سلامتی همه شما را از درگاه ایزد منان خواهانم . خداوند یار و نگهدار شما باد . خدایا خدایا تا انقلاب مهدی (عج) خمینی را نگهدار .

والسلام عیکم و رحمه الله و برکاته

    تاریخ ۸/۱۰/۶۴

منابع : 405 شهید شهرستان فومن / رنگ ایمان

ارسال نظر برای این مطلب

نام
ایمیل (منتشر نمی‌شود)
وبسایت
:) :( ;) :D ;)) :X :? :P :* =(( :O @};- :B :S
کد امنیتی
رفرش
کد امنیتی
نظر خصوصی
مشخصات شما ذخیره شود ؟ [حذف مشخصات] [شکلک ها]

مطالب مشابه