close
تبلیغات در اینترنت
شرح حکمت 478 نهج البلاغه مسئولیت علما در تعلیم علم
آخرین مطالب

شرح حکمت 478 نهج البلاغه مسئولیت علما در تعلیم علم

http://s3.picofile.com/file/8362818818/nahj1_28.jpg


و فرمود (ع): خداوند، نادان را به آموختن موظف نساخت، مگر آن گاه، كه دانايان را موظف ساخت كه نادانان را تعليم دهند.

مسئوليت سنگين دانشمندان:
امام(عليه السلام) در اين گفتار حكيمانه به نكته بسيار مهمى در مورد فراگيرى علوم اشاره كرده، مى فرمايد: «خداوند از افراد نادان پيمان نگرفته كه دنبال علم و دانش بروند، مگر اين كه قبل از آن از علما و دانشمندان پيمان گرفته كه به آن ها علم بياموزند»; (مَا أَخَذَ اللّهُ عَلَى أَهْلِ الْجَهْلِ أَنْ يَتَعَلَّمُوا حَتَّى أَخَذَ عَلَى أَهْلِ الْعِلْمِ أَنْ يُعَلِّمُوا).
در بسيارى از كشورها در دنياى امروز تحصيل علم در حد قابل ملاحظه اى اجبارى است و چنانچه فرزندى متولد شود و مثلاً به سن شش سالگى برسد و نام او براى فراگرفتن علم در هيچ مدرسه اى نوشته نشده باشد پدر و مادر او مورد مؤاخذه قرار خواهند گرفت. اين كار در دنياى ما كه توجه خاصى به علوم در آن مى شود چيز عجيبى نيست. مهم آن است كه حدود چهارده قرن پيش، اسلام نه تنها فراگيرى علم را فريضه شمرده بلكه بالاتر از آن، تعليم دادن را بر دانشمندان واجب كرده است و منطق عقل نيز همين را ايجاب مى كند. چگونه ممكن است بر افراد نادان فراگرفتن علم واجب باشد اما بر دانشمندان تعليم دادن واجب نباشد؟ امام(عليه السلام) در اين گفتار حكيمانه اشاره به دو پيمان الهى مى كند: پيمانى كه در درجه اول است پيمانى است كه از دانشمندان گرفته كه علم خود را كتمان نكنند و در اختيار مردم بگذارند، و پيمانى كه از افراد جاهل گرفته كه به دنبال تحصيل علم بروند. و اگر اين دو پيمان در جامعه انسانى لباس عمل به خود بپوشد، جهل و نادانى ريشه كن خواهد شد.
همان گونه كه در سند اين كلام حكيمانه اشاره شد، در احاديث اسلامى مطالب بسيارى در همين زمينه وارد شده است، ازجمله همان حديث امام صادق(عليه السلام) كه از جدش على(عليه السلام) نقل كرده و اين مطلب را به طور مشروح ترى بيان مى كند. مى فرمايد: «إِنَّ اللَّهَ لَمْ يَأْخُذْ عَلَى الْجُهَّالِ عَهْداً بِطَلَبِ الْعِلْمِ حَتَّى أَخَذَ عَلَى الْعُلَمَاءِ عَهْداً بِبَذْلِ الْعِلْمِ لِلْجُهَّالِ لاَِنَّ الْعِلْمَ كَانَ قَبْلَ الْجَهْلِ; خداوند از جاهلان پيمانى براى طلب علم نگرفت تا اين كه از عالمان پيمان بذل علم گرفت زيرا علم، قبل از جهل است (و تا عالمى كه علمش را در اختيار بگذارد وجود نداشته باشد مكلف ساختن جاهلان به تحصيل علم مفهومى ندارد)».[1]
درباره همين گفتار حكيمانه حديث جالبى از حسن بن عماره نقل شده كه مى گويد: روزى نزد «زهرى» رفتم ـ بعد از آن كه نقل حديث براى مردم را ترك گفته بود ـ و به او گفتم: احاديثى كه شنيده اى براى من بازگو، به من گفت: مگر تو نمى دانى كه من ديگر براى كسى حديث نقل نمى كنم؟! گفتم: به هر حال، يا تو براى من حديث بگو يا من براى تو حديث نقل مى كنم، گفت: تو حديث بگو! گفتم: از على(عليه السلام) نقل شده كه مى فرمود: «ما أَخَذَ اللَّهُ عَلى أَهْلِ الْجَهْلِ أَنْ يَتَعَلَّمُوا حَتّى أَخَذَ عَلى أَهْلِ الْعِلْمِ أَنْ يُعَلِّمُوا; خداوند از افراد نادان پيمان نگرفته كه دنبال علم و دانش بروند، مگر اين كه قبل از آن از علما و دانشمندان پيمان گرفته كه به آن ها علم بياموزند»! هنگامى كه اين حديث تكان دهنده را براى او خواندم، سكوت خود را شكست و گفت: اكنون بشنو تا براى تو بگويم. و در همان مجلس، چهل حديث براى من روايت كرد![2]
همين مطلب را كه امام(عليه السلام) در اين گفتار حكيمانه بيان كرده در حكمت 372 با تعبير ديگرى فرموده است آن جا كه قوام دين و دنيا را بر چهار اصل، استوار مى شمارد و اصل اول و دوم را اين قرار مى دهد: «عَالِم مُسْتَعْمِل عِلْمَهُ وَجَاهِل لايَسْتَنْكِفُ أَنْ يَتَعَلَّمَ; عالم و دانشمندى كه علم خود را به كار گيرد و غير عالمى كه از فراگيرى علم سرباز نزند».
در آيات و روايات متعددى شديداً از كتمان علم نهى شده است كه مفهومش اين است كه عالم بايد علم خود را در اختيار ديگران بگذارد و به افراد ناآگاه اطلاع دهد. ازجمله در حديثى از رسول خدا(صلى الله عليه وآله) مى خوانيم: «كاتِمُ العِلْمِ يَلْعَنُه كُلُّ شَىء حتّى الحوتُ فِى البَحرِ وَالطَّيرُ فى السَّماءِ; عالمى كه علم خود را مكتوم دارد همه چيز، او را لعنت مى كنند حتى ماهيان دريا و مرغان هوا».[3]
*****
نكته:
آموزش كدام علم واجب است؟
اين سؤال در ذيل كلام امام(عليه السلام) مطرح مى شود كه خداوند براى تعليم كدام علم از علما پيمان گرفته پيش از آن كه از جاهلان فراگرفتن آن را پيمان گرفته باشد؟ شك نيست كه علوم اعتقادى و واجبات و محرمات و اخلاق اسلامى نخستين علومى است كه پيمان تعليم آن از عالمان و پيمان فراگيرى آن از جاهلان گرفته شده است. اما علوم ديگر كه قوام جامعه و نظام اجتماع بر آن استوار است مانند علم طب و علوم مربوط به صنايع و كشاورزى و دامدارى و سياست و تدبير مُدُن و علوم مربوط به جنگ و مبارزه با دشمنان، از علومى است كه فقها تصريح كرده اند كه فراگرفتن آن واجب كفايى است و اگر «من به الكفاية» (به مقدار كافى) نباشد واجب عينى مى گردد. بنابراين در هر دو صورت لازم است عالمانِ اين علوم به تعليم گروهى از ناآگاهان بپردازند تا جامعه اسلامى از اين جهت فقير و ناتوان نگردد و نظام دين و دنيا به هم نريزد. در عصر ما، كشورهاى صنعتى بزرگ به سبب نياز ديگران به صنايع آن ها، خواسته ها و افكار و فرهنگ خويش را به آن ها تحميل مى كنند و سعى در اسارت ديگران از طريق پيشرفت هاى علمى خود دارند، به همين دليل بر مسلمانان لازم است كه در ميدان اين علوم سبقت جويند و لااقل خود را به ديگران برسانند تا از قيد اسارت آنان رهايى يابند.[4]
*****
پی نوشت:
[1]. بحارالانوار، ج 2، ص 67، ح 14.
[2]. تفسير مجمع البيان و تفسير ابوالفتوح رازى، ذيل آيه 187 سوره آل عمران; بحارالانوار، ج 2، ص 80; تاريخ مدينه دمشق، ج 55، ص 367.
[3]. كنزالعمال (طبق نقل ميزان الحكمة، باب التحذير من كتمان العلم).
[4]. سند گفتار حكيمانه: مرحوم كلينى در كتاب كافى از امام صادق(عليه السلام) نقل مى كند كه آن حضرت مى فرمايد: در كتاب على(عليه السلام) ديدم: «إنَّ اللهَ لم يَأخُذ على الجُهّال عَهداً بطلَبِ العِلم حتّى أخذَ على العلماءِ عهداً بِبَذْلِ العِلمِ للجُهّال لأنّ العِلمَ كانَ قبل الجَهلِ» (و همان گونه كه مى بينيم اين كلام به آنچه در نهج البلاغه آمده كاملا شبيه است هر چند از جهاتى متفاوت مى باشد). در اوايل جلد 88 بحارالانوار نيز روايات متعددى به اين مضمون ديده مى شود. (مصادر نهج البلاغه، ج 4، ص 321). ولى به نظر مى رسد كه جلد 88 صحيح نباشد بلكه صحيح، جلد 2، صفحه 64 است كه مرحوم علامه مجلسى در آن باب، هشتاد و چهار حديث ذكر كرده كه قسمت مهمى از آن ها همين معنا را تعقيب مى كند.

منبع : موسسه تحقیقات و نشر معارف اهل البیت

 

مطالب مشابه

ارسال نظر برای این مطلب

نام
ایمیل (منتشر نمی‌شود) (لازم)
وبسایت
:) :( ;) :D ;)) :X :? :P :* =(( :O @};- :B /:) :S
نظر خصوصی
مشخصات شما ذخیره شود ؟ [حذف مشخصات] [شکلک ها]
کد امنیتیرفرش کد امنیتی

پیام های ناخودآگاه(مخفی)