تقوا از نظر احادیث

تقوا

 پيامبر خدا صلى الله عليه و آله : 
 مَن رُزِقَ تُقىً فَقَد رُزِقَ خَيرَ الدُّنيا و الآخِرَةِ
هر كه تقوا روزيش شود، خير دنيا و آخرت روزيش شده است.
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله ـ در سفارش خود به ابوذر ـ فرمود :
علَيكَ بتَقوَى اللّه ِ ؛ فإنّهُ رَأسُ الأمرِ كُلِّهِ
 تقواى خدا پيشه كن؛ زيرا آن رأس همه كارهاست.
امام على عليه السلام : 
 التُّقى رئيسُ الأخلاقِ
تقوا، رئيس خوى هاست.
امام على عليه السلام : 
علَيكَ بِالتُّقى ؛ فإنَّهُ خُلقُ الأنبياءِ
تقوا داشته باش كه آن خوى پيامبران است.
امام على عليه السلام :
 التَّقوى أقوى أساسٍ ، الصَّبرُ أقوى لِباسٍ
 تقوا، محكم ترين شالوده است. صبر محكم ترين جامه است.
امام على عليه السلام ـ در پاسخ به اين پرسش كه : برترين اعمال چيست؟ ـ فرمود :
التَّقوى
 تقوا.
امام على عليه السلام :
 لا يَهلِكُ علَى التَّقوى سِنخُ أصلٍ ، و لا يَظمَأُ علَيها زَرعُ قَومٍ
 بنياد محكمى كه بر روى تقواست، هرگز تباه نشود و كِشته قومى كه ريشه در تقوا دارد، هرگز بى آب نماند .
امام على عليه السلام : 
 التَّقوى لا عِوَضَ عَنه و لا خَلَفَ فيه
تقوا، هيچ عوض و جايگزينى ندارد.
امام على عليه السلام :
إنّ التَّقوى أفضَلُ كَنزٍ ، و أحرَزُ حِرزٍ ، و أعَزُّ عِزٍّ ، فيهِ نَجاةُ كُلِّ هارِبٍ ، و دَركُ كُلِّ طالِبٍ ، و ظَفَرُ كُلِّ غالِبٍ
 براستى كه تقوا بهترين گنج و محكمترين پناهگاه و عزيزترين عزّت و اقتدار است، نجات هر گريزنده اى [از هلاكت و دوزخ ]و اميد هر جوينده اى و پيروزى هر چيره جويى در تقواست.
امام على عليه السلام :
 التَّقوى غايَةٌ لا يَهلِكُ مَنِ اتَّبَعَها، و لا يَندَمُ مَن عَمِلَ بِها ؛ لأنّ بِالتَّقوى فازَ الفائزونَ ، و بِالمَعصِيَةِ خَسِرَ الخاسِرونَ
 تقوا، هدفى است كه هر كس آن را دنبال كند به هلاكت نيفتد و هر كه به كارَش بندد پشيمان نشود؛ زيرا با تقواست كه رستگاران رستند و با معصيت است كه زيانكاران زيان كردند.
امام على عليه السلام : 
 اِتَّقِ اللّه َ بَعضَ التُّقى و إن قَلَّ ، و اجعَلْ بَينَكَ و بَينَ اللّه ِ سِترا و إن رَقَّ
از خداوند بترس گر چه اندكى، و ميان خود و خدا پرده اى [از شرم ]بيفكن هرچند نازك باشد.
امام على عليه السلام : 
إنّ مَن فارَقَ التَّقوى اُغرِيَ بِاللَّذّاتِ و الشَّهَواتِ ، و وَقَعَ في تِيهِ السَّيّئاتِ ، و لَزِمَهُ كَبيرُ التَّبِعاتِ
هر كه از تقوا جدا شود، شيفته لذّت ها و شهوات گردد و در بيابانِ سرگردان كننده گناهان بيفتد و پيامدهاى ناگوار سختْ دامنگيرش شود.
امام على عليه السلام : 
 أ يَسُرُّكَ أن تَكونَ مِن حِزبِ اللّه ِ الغالِبينَ ؟ اِتَّقِ اللّه َ سبحانَهُ و أحسِنْ في كُلِّ اُمورِكَ ؛ فإنّ اللّه َ مَع الّذينَ اتَّقَوا و الّذينَ هُم مُحسِنونَ
آيا خوش دارى كه از حزبِ ظفرمند خداوند باشى؟ از خداوند سبحان پروا داشته باش و در همه كارهايت نيكو عمل كن؛ زيرا خداوند با تقوا پيشگان است و كسانى كه نيكو كارند.
امام باقر عليه السلام ـ به سعد الخير ـ فرمود :
اُوصِيكَ بِتَقوَى اللّه ِ ؛ فإنّ فيها السَّلامَةَ مِن التَّلَفِ ، و الغَنيمَةَ في المُنقَلَبِ
 تو را به تقواى خدا سفارش مى كنم؛ زيرا كه آن باعث رستن از نابودى و سود بردن در بازگشتگاه (آخرت) است.

سفارش خداوند به تقوا

امام على عليه السلام : 
 أوصاكُم بِالتَّقوى ، و جَعَلَها مُنَتهى رِضاهُ و حاجَتِهِ مِن خَلقِهِ، فاتَّقُوا اللّه َ الّذي أنتُم بعَينِهِ ، و نَواصِيكُم بِيَدِهِ .
و [خداوند] شما را به تقوا سفارش فرمود و آن را نهايت خشنودى خود و خواسته خويش از آفريدگانش قرار داد. پس بترسيد از خدايى كه زير نظر او هستيد و ناصيه هاى . شما در دست اوست.
امام على عليه السلام :
إنّ التَّقوى مُنتَهى رِضَى اللّه ِ مِن عِبادِهِ و حاجَتِهِ مِن خَلقِهِ .
 تقوا نهايت خشنودى خداوند از بندگان خود و [نهايت ]خواسته او از آفريدگانش مى باشد.

سفارش هاى امام على عليه السلام به تقوا

امام على عليه السلام : 
 اُوصِيكُم عِبادَ اللّه ِ بتَقوَى اللّه ِ ؛ فإنّها خَيرُ ما تَواصَى العِبادُ بهِ ، و خَيرُ عَواقِبِ الاُمورِ عِندَ اللّه ِ .
اى بندگان خدا! شما را به تقواى خدا سفارش مى كنم؛ زيرا اين بهترين سفارشى است كه بندگان به يكديگر مى كنند و در پيشگاه خداوند بهترين پايانِ امور است.
امام على عليه السلام :
 اُوصِيكُم عِبادَ اللّه ِ بتَقوَى اللّه ِ الّذي ضَرَبَ الأمثالَ ، و وَقَّتَ لَكُمُ الآجالَ .
 اى بندگان خدا! شما را به پروا داشتن از خدا سفارش مى كنم، همان خدايى كه [براى روى آوردن شما به تقوا ]مَثَل ها زده و مدّت عمر شما را مشخّص كرده است.
امام على عليه السلام :
 اُوصِيكُم عِبادَ اللّه ِ بتَقوَى اللّه ِ الّتي هِي الزّادُ و بِها المَعاذُ ، زادٌ مُبلِغٌ ، و مَعاذٌ مُنجِحٌ .
 اى بندگان خدا! شما را به تقواى خدا سفارش مى كنم كه آن توشه است و پناهگاه، توشه اى است رساننده [به سرمنزل مقصود ]و پناهگاهى رهاننده [از آتش دوزخ].
امام على عليه السلام :
اُوصِيكَ بتَقوَى اللّه ِ ـ أي بُنَيَّ ـ و لُزومِ أمرِهِ ، و عِمارَةِ قَلبِكَ بذِكرِهِ .
 فرزندم! تو را به تقواى خدا و پيروى از فرمان او و آباد كردن دلت به ياد او، سفارش مى كنم.
امام على عليه السلام :
اُوصِيكُم عِبادَ اللّه ِ بتَقوَى اللّه ِ الّذي ألبَسَكُمُ الرِّياشَ ، و أسبَغَ علَيكُمُ المَعاشَ .
 اى بندگان خدا! شما را به تقوا از خدايى سفارش مى كنم كه لباس آراسته بر تن شما پوشانده و اسباب معاش شما را فراهم ساخته است.
 امام على عليه السلام : 
 اُوصِيكُم عِبادَ اللّه ِ بتَقوَى اللّه ِ ، واُحَذِّرُكُم أهلَ النِّفاقِ .
اى بندگان خدا! شما را به تقواى خدا سفارش مى كنم، و از منافقان بر حذرتان مى دارم.
 امام على عليه السلام : 
 اُوصِيكُم عِبادَ اللّه ِ بتَقوَى اللّه ِ ، فإنَّها الزِّمامُ و القِوامُ، فتَمَسَّكوا بوَثائقِها، و اعتَصِموا بحَقائقها .
اى بندگان خدا! شما را به تقواى خدا سفارش مى كنم؛ زيرا كه تقوا مهار است و تكيه گاه. پس بندهاى محكم آن را بچسبيد و به حقايق آن چنگ در زنيد.
امام على عليه السلام :
اُوصِيكُم عِبادَ اللّه ِ بتَقوَى اللّه ِ ، و اُحَذِّرُكُمُ الدُّنيا .
 اى بندگان خدا! شما را به تقواى خدا سفارش مى كنم و از دنيا بر حذرتان مى دارم.
امام على عليه السلام : 
اُوصِيكُم بتَقوَى اللّه ِ ؛ فإنّها غِبطَةُ الطّالِبِ الرّاجي ، و ثِقَةُ الهارِبِ اللاّجِي ، و استَشعِروا التَّقوى شِعارا باطِنا .
شما را به تقواى خدا سفارش مى كنم؛ زيرا كه آن آرمان هر جوينده اميدوارى است و مورد اعتماد هر فرارى پناه جويى، تقوا را جامه زيرين خود كنيد.
امام على عليه السلام : 
 اُوصِيكُم بتَقوَى اللّه ِ الّذي ابتَدَأ خَلقَكُم ، و إلَيهِ يَكونُ مَعادُكُم ، و بهِ نَجاحُ طَلِبَتِكُم ، و إلَيهِ مُنتَهى رَغبَتِكُم ، و نَحوَهُ قَصدُ سَبيلِكُم .
شما را به تقواى خدايى سفارش مى كنم كه آفرينش شما را بياغازيد و بازگشت شما نيز به سوى اوست و به واسطه او به مطلوب خود مى رسيد و نهايت آرزويتان هموست و به سوى او رهسپاريد.
امام على عليه السلام : 
اُوصِيكُم أيُّها النّاسُ بتَقوَى اللّه ِ ، و كَثرَةِ حَمدِهِ على آلائهِ إلَيكُم .
اى مردم! شما را به تقواى خدا و حمد فراوان او بر نعمت هايى كه به شما داده است سفارش مى كنم.
امام على عليه السلام :
اُوصِيكُم بتَقوَى اللّه ِ الّذي أعذَرَ بما أنذَرَ ، و احتَجَّ بما نَهَجَ .
 شما را به تقواى خدايى سفارش مى كنم كه با هشدارهايش جاى عذر و بهانه باقى نگذاشته و با نشان دادن راه، حجّت را تمام كرده است.
امام على عليه السلام : 
 اُوصِيكُم بتَقوَى اللّه ِ ؛ فإنّها حَقُّ اللّه ِ علَيكُم ، و المُوجِبَةُ علَى اللّه ِ حَقَّكُم ، و أن تَستَعينوا علَيها باللّه ِ ، و تَستَعينوا بها علَى اللّه ِ ··· ألا فَصُونُوها و تَصَوَّنوا بِها .
شما را به تقواى خدا سفارش مى كنم؛ زيرا كه آن حقّ خداست بر گردن شما و[نيز ]موجب حقّ شما بر خدا مى شود و به شما سفارش مى كنم كه در راه تقوا، از خدا كمك بخواهيد و براى نزديكى به خدا از آن يارى طلبيد··· هان! تقوا را حفظ كنيد و خويشتن را[نيز ]به وسيله آن محفوظ بداريد.
امام على عليه السلام :
 اُوصِيكُم بتَقوَى اللّه ِ ؛ فإنّها غِبطَةٌ لِلطّالِبِ الرّاجِي ، و ثِقَةٌ لِلهارِبِ اللاّجِي .
 شما را به تقواى خدا سفارش مى كنم كه مايه نكو حالىِ جوينده اميدوار است و اطمينان بخش فرارىِ پناهنده.
 امام على عليه السلام ـ در نامه اى به يكى از اصحاب خود ـ نوشت : 
 اُوصِيكَ و نَفسي بِتَقوى مَن لا يَحِلُّ لَكَ مَعصِيَتُهُ ، و لا يُرجى غَيرُهُ ، و لا الغِنى إلاّ إلَيهِ ، فإنَّ مَنِ اتَّقَى اللّه َ عَزَّ و قَوِيَ و شَبِعَ و رَوِيَ و رَفَعَ عَقلَهُ عَن أهلِ الدُّنيا ، فبَدَنُهُ مَع أهلِ الدُّنيا و قَلبُهُ و عَقلُهُ مُعايِنُ الآخِرَةِ ، فأطفَأَ بضَوءِ قَلبِهِ ما أبصَرَت عَيناهُ مِن حُبِّ الدُّنيا .
تو را و خودم را به تقواى كسى سفارش مى كنم كه نافرمانى او بر تو روا نيست و به غير او اميدى برده نشود و بى نيازى جز سوى او نيست؛ زيرا كسى كه از خدا پروا كند، عزيز و نيرومند و سير و سيراب شود و خردش از مردم دنيا فراتر رود و در نتيجه، جسمش با مردم دنيا باشد و دل و خردش بيناى آخرت و با نور دلِ خود، آنچه را ديدگان او از محبّت و دوستى دنيا بيند، خاموش گرداند.

تقوا، فاخرترين جامه هاست

بحار الأنوار : در نجواهاى خداوند متعال با موسى عليه السلام آمده است: 
كُن خَلَقَ الثِّيابِ جَديدَ القَلبِ
كهنه پوش و نو دل باش.
امام على عليه السلام : 
ثَوبُ التُّقى أشرَفُ المَلابِسِ
جامه تقوا، فاخرترين جامه هاست.
امام على عليه السلام : 
مَن تَسربَلَ أثوابَ التُّقى لم يَبْلُ سِربالُهُ
هر كه جامه هاى تقوا را پيراهن خود كند، پيراهنش كهنه نشود.
امام على عليه السلام :
اِستَشعِروا التَّقوى شِعارا باطِنا
 تقوا را جامه زيرين و درونى خود سازيد.
امام على عليه السلام : 
مَن أشعَرَ التَّقوى قَلبَهُ بَرَّزَ مَهَلُهُ ، و فازَ عَمَلُهُ ، فاهتَبِلوا هَبَلَها ، و اعمَلوا لِلجَنَّةِ عَمَلَها
هر كه تقوا را جامه زيرين دلِ خود سازد، در خير و نيكويى گوى سبقت را [از همگنان ]بربايد و كارَش قرين موفقيت شود. پس، بهره ها و خوبى هاى تقوا را بجوييد و براى بهشت، كارى درخورِ آن كنيد.
امام على عليه السلام :
 اُوصِيكُم بتَقوَى اللّه ِ··· و أشعِروها قُلوبَكُم ، و ارحَضوا بِها ذُنوبَكُم ··· ألا فَصُونوها و تَصَوَّنُوا بِها
 شما را به تقواى خدا سفارش مى كنم··· آن را شعار دل هاى خود كنيد و گناهانتان را با آن بشوييد··· هان! تقوا را حفظ كنيد و خود را [نيز] به وسيله آن محفوظ بداريد.
امام على عليه السلام : 
إنّ الجِهادَ بابٌ مِن أبوابِ الجَنَّةِ، فَتَحَهُ اللّه ُ لِخاصَّةِ أوليائهِ ، و هُو لِباسُ التَّقوى ، و دِرعُ اللّه ِ الحَصِينَةُ ، و جُنَّتُهُ الوَثِيقَةُ
جهاد درى است از درهاى بهشت كه خداوند آن را براى دوستان ويژه خود گشوده است. جهاد جامه تقواست و زره محكم خداوند و سپر مطمئن او.
امام على عليه السلام : 
مَن تَعَرَّى مِن لِباسِ التَّقوى لَم يَستَتِرْ بشَيءٍ مِن اللِّباسِ
هر كه از جامه تقوا برهنه شود هيچ جامه اى او را نمى پوشاند.
امام باقر عليه السلام ـ در تفسير آيه پيش گفته ـ فرمود :
فأمّا اللِّباسُ فالثِّيابُ الّتي يَلبَسونَ، و أمّا الرِّياشُ فالمَتاعُ و المالُ ، و أمّا لِباسُ التَّقوى فالعَفافُ ؛ لأنّ العَفيفَ لا تَبدو لَه عَورَةٌ و إن كانَ عارِيا مِن الثِّيابِ ، و الفاجِرُ بادِي العَورَةِ و إن كانَ كاسِيا مِن الثِّيابِ ، يَقولُ : «و لِباسُ التَّقْوى ذلِكَ خَيْرٌ» يقولُ : العَفافُ خَيرٌ
 «لباس» همان جامه هايى است كه مى پوشند و «رياش» كالا و دارايى است و لباسِ تقوا، عفاف و پاكدامنى است؛ زيرا شخص پاكدامن، اگر چه برهنه از لباس باشد، عيبى از او آشكار نمى شود و آلوده دامن، هرچند پوشيده از لباس باشد، عيب هايش آشكار است. مى فرمايد: «و لباس التقوى ذلك خير»، مى فرمايد: خويشتندارى و پاكدامنى بهتر است.

تقوا، دژى است تسخير ناشدنى

پيامبر خدا صلى الله عليه و آله : 
مَنِ اتَّقَى اللّه َ عاشَ قَوِيّا ، و سارَ في بِلادِ عَدُوِّهِ آمِنا .
هر كه از خدا پروا دارد، نيرومند بزيد و در سرزمين دشمنش آسوده بگردد.
امام على عليه السلام : 
 التَّقوى حِصنٌ حَصينٌ لِمَن لَجَأَ إلَيهِ .
تقوا، براى كسى كه بدان پناه برد، دژى تسخير ناشدنى است.
امام على عليه السلام : 
 التَّقوى حِصنُ المُؤمنِ .
تقوا، دژ مؤمن است.
امام على عليه السلام :
التَّقوى حِرزٌ لِمَن عَمِلَ بِها .
 تقوا، پناهگاهى نفوذ نا پذير است براى كسى كه آن را به كار گيرد.
امام على عليه السلام :
 التَّقوى أوفَقُ حِصنٍ ، و أوقى حِرزٍ .
 تقوا، مستحكم ترين دژ و نگه دارنده ترين پناهگاه است.
امام على عليه السلام : 
أمنَعُ حُصونِ الدِّينِ التَّقوى .
نفوذ نا پذيرترين دژهاى دين تقواست.
امام على عليه السلام :
 اِلْجَؤوا إلَى التَّقوى ؛ فإنّها . جُنَّةٌ مَنيعَةٌ ، مَن لَجَأَ إلَيها حَصَّنَتهُ ، و مَنِ اعتَصَمَ بِها عَصَمَتهُ .
 به تقوا پناه بريد؛ زيرا كه تقوا حفاظى استوار است. هر كس بدان پناه برد، او را حفظ كند و هر كه به آن چنگ زند، او را نگه دارد.
امام على عليه السلام : 
 لا مَعقِلَ أحسَنُ مِن الوَرَعِ .
هيچ پناهگاهى بهتر از پارسايى نيست.
امام على عليه السلام : 
فاعتَصِموا بتَقوَى اللّه ِ ؛ فإنّ لَها حَبلاً وَثِيقا عُروَتُهُ ، و مَعقِلاً مَنِيعا ذُروَتُهُ .
به تقواى خدا پناه بريد؛ زيرا تقوا ريسمانى دارد با دستگيره اى محكم و پناهگاهى است با بلنداى تسخير نا پذير.
امام على عليه السلام : 
 اِعلَموا عِبادَ اللّه ِ أنّ التَّقوى دارُ حِصنٍ عَزيزٍ ، و الفُجورَ دارُ حِصنٍ ذَليلٍ ؛ لا يَمنَعُ أهلَهُ ، و لا يُحرِزُ مَن لَجَأَ إلَيهِ .
اى بندگان خدا! بدانيد كه تقوا قلعه اى مستحكم است ، و بى تقوايى قلعه اى سست كه ساكنان خود را حفظ نمى كند و هر كه را بدان پناه برد حراست نمى كند.
امام على عليه السلام : 
إنّ التَّقوى في اليَومِ الحِرزُ و الجُنَّةُ ، و في غَدٍ الطّريقُ إلَى الجَنَّةِ ، مَسلَكُها واضِحٌ و سالِكُها رابِحٌ .
همانا تقوا امروز پناهگاه است و حفاظ و فردا راهى است به سوى بهشت، جاده اش روشن است و ره پويش برنده.
امام صادق عليه السلام :
مَنِ اتّقَى اللّه َ وَقاهُ .
 هر كه از خدا پروا كند خداوند او را حفظ نمايد.

تقوا، كليد صلاح و پاكى است

امام على عليه السلام :
 التَّقوى مِفتاحُ الصَّلاحِ .
 تقوا، كليد صلاح است.
امام على عليه السلام : 
ما أصلَحَ الدِّينَ كالتَّقوى .
چيزى مانند تقوا، دين (ديندارى) را درست نكرد.
امام على عليه السلام :
إنّ تَقوَى اللّه ِ عِمارَةُ الدِّينِ و عِمادُ اليَقينِ ، و إنّها لَمِفتاحُ صَلاحٍ و مِصباحُ نَجاحٍ .
 پرواى از خدا مايه آبادى دين [شخص] و تكيه گاه يقين است و آن كليد صلاح و چراغ نجات است.
امام على عليه السلام : 
إنّ تَقوَى اللّه ِ مِفتاحُ سَدادٍ ، و ذَخيرَةُ مَعادٍ ، و عِتقٌ مِن كُلِّ مَلَكَةٍ ، و نَجاةٌ مِن كُلِّ هَلَكَةٍ ، بِها يَنجَحُ الطّالِبُ ، و يَنجو الهارِبُ ، و تُنال الرَّغائبُ .
تقواى خدا كليد پاكى و درستى و اندوخته اى براى بازگشتگاه و باعث آزادى از هر بندگى و رهايى از هر نابودى است. به وسيله تقواست كه جوينده به مطلوبش مى رسد و گريزانِ [از عذاب و كيفر الهى ]رهايى مى يابد و به خواست ها رسيده مى شود.
امام على عليه السلام : 
 سَبَبُ صَلاحِ الإيمانِ التَّقوى .
سبب درستى ايمان، تقواست.
امام على عليه السلام : 
 إنّ تَقوَى اللّه ِ حَمَت أولياءَ اللّه ِ مَحارِمَهُ ، و ألزَمَت قُلوبَهُم مَخافَتَهُ ، حتّى أسهَرَت لَيالِيَهُم ، و أظمَأت هَواجِرَهُم ، فأخَذوا الرّاحَةَ بِالنَّصَبِ ، و الرِّيَّ بِالظَّمأِ، و استَقربوا الأجَلَ فبادَروا العَمَلَ .
تقواى خدا، دوستان خدا را از ارتكاب حرام هايش نگه داشت و ترس از او را قرين دل هايشان ساخت، تا بدان جا كه شب ها بيدارشان نگه داشت و در روزهاى گرم به تحمّل تشنگى (روزه دارى) وا داشت و رنج را بر آسايش و تشنگى را بر سيرابى ترجيح دادند و اجل را نزديك ديدند و به كار و عمل شتافتند.
امام على عليه السلام : 
ذِمَّتي بما أقولُ رَهينَةٌ و أنا بِهِ زَعيمٌ : إنَّ مَن صَرَّحَت لَهُ العِبَرُ عمّا بَينَ يَدَيهِ من المَثُلاتِ حَجَزَتهُ التَّقوى عَن تَقَحُّمِ الشُّبُهاتِ··· ألا و إنَّ الخَطايا خَيلٌ شُمُسٌ حُمِلَ علَيها أهلُها و خُلِعَت لُجُمُها فَتَقَحَّمَت بِهِم في النّارِ ، ألا و إنّ التَّقوى مَطايا ذُلُلٌ حُمِلَ علَيها أهلُها و اُعْطُوا أزِمَّتَها فأورَدَتهُمُ الجَنَّةَ .
گردنم به آنچه مى گويم گرو باشد و درستى آن را ضمانت مى كنم كه: هر كس با ديده عبرت بين به كيفرهايى كه بر سر پيشينيان آمده است بنگرد، تقوا او را از فرو رفتن در شبهات باز مى دارد··· بدانيد كه گناهان همچون اسبان چموش سركشى هستند كه گنهكاران بر آنها سوارند و لگام هايشان رها گشته. چنين اسبانى سواران خود را در آتش فرو اندازند. بدانيد كه تقوا همچون مركب هايى رام هستند كه پرهيزگاران بر آنها سوارند و افسارهاى آنها را گرفته اند. چنين مركب هايى سواران خود را به بهشت مى برند.
امام على عليه السلام : 
 ألا و بِالتَّقوى تُقطَعُ حُمَةُ . الخَطايا، و بِاليَقينِ تُدرَكُ الغايَةُ القُصوى .
بدانيد كه با [وجود ]تقواست كه نيش [زهرآلود ]گناهان كنده مى شود و با [وجود ]يقين است كه به هدف نهايى مى توان رسيد.
امام صادق عليه السلام ـ در پاسخ به سؤال از آيه «در حقيقت ، كسانى كه [از خدا ]پروا دارند ، چون وسوسه اى از شيطان بديشان رسد» ـ فرمود : 
هُو الذَّنبُ يَهِمُّ بهِ العَبدُ فيَتَذَكَّرُ، فيَدَعُهُ .
مقصود گناه است كه كسى قصد انجام آن را مى كند، اما خدا را به ياد مى آورد، و آن را رها مى كند.
امام صادق عليه السلام ـ در پاسخ به سؤال از معناى «طائف» در آيه ياد شده ـ فرمود :
هُو السَّيِّئُ يَهِمُّ العَبدُ بهِ ، ثُمّ يَذكُرُ اللّه َ فيُبصِرُ و يَقصُـرُ .
 مقصود گناه و بدى است كه آدمى قصد انجام آن را مى كند، اما خدا را به ياد مى آورد و چشمش باز مى شود و از آن صرف نظر مى كند.

تقوا، كليد هدايت است

امام على عليه السلام : 
 مَن غَرَسَ أشجارَ التُّقى جَنى ثِمارَ الهُدى .
هر كه درختان تقوا بكارد، ميوه هاى هدايت بچيند.
امام على عليه السلام :
 لِلمُتَّقي هُدىً في رَشادٍ ، و تَحَرُّجٌ عَن فَسادٍ ، و حِرصٌ في إصلاحِ مَعادٍ .
 شخص با تقوا در راه رستگارى قدم برمى دارد و از فساد دورى مى كند و در كار ساختن معاد حريص است.
امام على عليه السلام : 
 أينَ العُقولُ المُستَصبِحَةُ بمَصابِيحِ الهُدى ، و الأبصارُ اللاّمِحَةُ إلى مَنارِ التَّقوى ؟! .
كجايند خردهاى پرتو گرفته از چراغ هاى هدايت و ديدگان دوخته شده به مناره هاى تقوا!

تقوا، كليد كرامت است

پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :
 إنّ ربَّكُم واحِدٌ ، و إنّ أباكُم واحِدٌ ، و دِينُكُم واحِدٌ ، و نَبيُّكُم واحِدٌ ، و لا فَضلَ لِعَرَبيٍّ على عَجَميٍّ ، و لا عَجَميٍّ على عَرَبيٍّ ، و لا أحمَرَ على أسوَدَ ، و لا أسوَدَ على أحمَرَ ، إلاّ بِالتَّقوى .
 همانا پروردگار شما يكى است و پدر شما يكى و دين شما يكى و پيامبرتان يكى. هيچ عربى را بر هيچ عجمى برترى نيست و هيچ عجمى را بر هيچ عربى و هيچ گندم گونى را بر هيچ سياهى و هيچ سياهى را بر هيچ گندم گونى، مگر به تقوا.
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله ـ آنگاه كه در سال فتح مكّه همراه فضل بن عباس و اسامة بن زيد داخل خانه خدا شد و سپس بيرون آمد و دستگيره در را گرفت ـ فرمود : 
الحَمدُ للّه ِ الّذي صَدَقَ عَبدَهُ ، و أنجَزَ وَعدَهُ، و غَلَبَ الأحزابَ وَحدَهُ، إنّ اللّه َ أذهَبَ نَخوَةَ العَرَبِ و تَكَبُّرَها بآبائها ، و كُلُّكُم مِن آدَمَ و آدَمُ مِن تُرابٍ ، و أكرَمُكُم عِندَ اللّه ِ أتقاكُم .
ستايش خداوندى را كه بنده اش را تصديق كرد و وعده اش را به انجام رساند و به تنهايى بر همه احزاب چيره گشت. خداوند نخوت عرب و نازيدن آنها به پدرانشان را از بين برد. همه شما از آدم هستيد و آدم از خاك و ارجمندترين شما نزد خداوند، با تقواترين شماست.
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :
أيُّها الناسُ، إنّ العَرَبيَّةَ لَيسَت بِأبٍ والِدٍ ، و إنّما هُو لِسانٌ ناطِقٌ ، فمَن تَكَلَّمَ بهِ فهُو عَرَبيٌّ ، ألا إنَّكُم وُلدُ آدَمَ و آدَمُ مِن تُرابٍ ، و أكرَمُكُم عِندَ اللّه ِ أتقاكُم .
 اى مردم! عرب بودن به پدر و نژاد عرب داشتن نيست، بلكه عربى يك زبان است و هر كس بدان سخن گويد عرب است. بدانيد كه شما همه فرزند آدم هستيد و آدم از مشتى خاك آفريده شده است و گرامى ترين شما نزد خدا با تقواترين شماست.
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :  
كَرَمُ الدُّنيا الغِنى ، و كَرَمُ الآخِرَةِ التَّقوى .
ارجمندىِ دنيا توانگرى است و ارجمندىِ آخرت پرهيزگارى.
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله : 
 شَرَفُ الدُّنيا الغِنى ، و شَرَفُ الآخِرَةِ التَّقوى .
شرافت دنيا به توانگرى است و شرافت آخرت به تقوا.
الترغيب و الترهيب ـ به نقل از جابر بن عبد اللّه ـ : پيامبر خدا صلى الله عليه و آله در خطبه وداع فرمود :
 خطبنا رسولُ اللّه صلى الله عليه و آله ··· خُطبَةَ الوَداعِ ـ : يا أيُّها النّاسُ ، إنَّ ربَّكُم واحِدٌ ، و إنَّ أباكُم واحِدٌ ، ألا لا فَضلَ لِعَرَبيٍّ على عَجَميٍّ ، و لا لعَجَميٍّ على عَرَبيٍّ ، و لا لأحمَرَ على أسوَدَ ، و لا لأسوَدَ على أحمَرَ ، إلاّ بِالتَّقوى ، إنّ أكرَمَكُم عِندَ اللّه ِ أتقاكُم ألا هَل بَلَّغتُ ؟ قالوا : بلى يا رسولَ اللّه ِ ، قالَ : فلْيُبَلِّغِ الشّاهِدُ الغائبَ .
 اى مردم! پروردگار شما يكى است و پدر شما يكى. بدانيد كه هيچ عربى را بر هيچ عجمى برترى نيست و هيچ عجمى را بر هيچ عربى و هيچ سفيدى را بر هيچ سياهى و هيچ سياهى را بر هيچ سفيدى، مگر به تقوا. ارجمندترين شما نزد خداوند با تقواترين شماست. هان! آيا [پيامم را ]رساندم؟ همه گفتند: آرى، اى رسول خدا. فرمود: پس، حاضران به [گوش] غايبان برسانند.
الاختصاص : 
 بَلَغَنا أنّ سَلمانَ الفارِسيَّ دَخَلَ مَجلِسَ رسولِ اللّه ِ صلى الله عليه و آله ذاتَ يَومٍ فعَظَّمُوهُ و قَدَّمُوهُ و صَدَّرُوهُ إجلالاً لِحَقِّهِ و إعْظاما لِشَيبَتِهِ و اختِصاصِهِ بِالمُصطفى و آلهِ ، فدَخَلَ عُمرُ فنَظَرَ إلَيهِ فقالَ : مَن هذا العَجَميُّ المُتَصَدِّرُ فيما بَينَ العَرَبِ ؟ ! فصَعِدَ رسولُ اللّه ِ صلى الله عليه و آله المِنبَرَ فخَطَبَ فقالَ : إنّ النّاسَ مِن عَهدِ آدَمَ إلى يَومِنا هذا مِثلُ أسنانِ المُشطِ ، لا فَضلَ لِلعَرَبيِّ علَى العَجَميِّ و لا للأحمَرِ علَى الأسوَدِ إلاّ بِالتَّقوى .
شنيده ايم كه روزى سلمان فارسى وارد مجلس رسول خدا صلى الله عليه و آله شد و مردم او را به سبب حقّى كه داشت و به احترام موى سپيدش و منزلت خاصى كه نزد پيامبر و خاندان او داشت، احترام نهادند و او را بالاى مجلس نشاندند. عمر وارد مسجد شد و چشمش به سلمان افتاد. گفت: اين مرد عجم كيست كه در ميان عرب ها صدر نشين شده است؟ رسول خدا صلى الله عليه و آله منبر رفت و خطبه اى ايراد كرد و فرمود: مردم از روزگار آدم تا به امروز همچون دندانه هاى شانه هستند. عرب را بر عجم برترى نيست و سفيد را بر سياه، مگر به تقوا.
امام على عليه السلام :
التَّقوى ظاهِرهُ شَرَفُ الدُّنيا ، و باطِنهُ شَرَفُ الآخِرَةِ .
 تقوا، ظاهرش شرافت دنياست و باطنش شرافت آخرت.
امام على عليه السلام : 
 لا كَرمَ أعَزُّ مِن التَّقوى .
هيچ كرامتى عزيزتر از تقوا نيست.
امام على عليه السلام : 
مِفتاحُ الكَرَمِ التَّقوى .
كليد ارجمندى، تقواست.
امام على عليه السلام :
مَن أخَذَ بِالتَّقوى ··· هَطَلَت علَيهِ الكَرامَةُ بَعدَ قُحوطِها ، و تحَدَّبَت علَيهِ الرَّحمَةُ بَعدَ نُفورِها ، و تَفَجَّرَت علَيهِ النِّعَمُ بَعدَ نُضوبِها ، و وَبَلَتْ علَيهِ البَركَةُ بَعدَ إرذاذِها .
 هركه تقوا پيشه كند··· باران بند آمده كرامت دوباره بر او فرو ريزد و رحمت گريخته به سوى او بازگردد و چشمه فروكش كرده نعمت ها دگر باره برايش جوشان شود و بارشِ كاستى گرفته بركت دوباره بر او سرازير شود.
امام على عليه السلام :
 لا تَضَعوا مَن رَفَعَتهُ التَّقوى ، و لا تَرفَعوا مَن رَفَعَتهُ الدُّنيا .
كسى را كه تقوا والا مقامش ساخته، پست و حقير مشماريد و كسى كه دنيا او را بالا برده است، والا مقام ندانيد.
امام زين العابدين عليه السلام : 
لا حَسَبَ لِقُرَشيٍّ و لا عَرَبيٍّ إلاّ بِتَواضُعٍ ، و لا كرَمَ إلاّ بِتَقوى .
هيچ افتخارى براى فرد قرشى و يا عرب نيست، مگر به فروتنى و هيچ كرامتى نيست مگر به تقوا.
امام صادق عليه السلام : 
 الحَسَبُ الفِعالُ ، و الشَّرَفُ المالُ ، و الكَرَمُ التَّقوى .
افتخار به اعمال است، و شرف و بزرگى به مال، و كرامت و ارجمندى به تقوا.
امام صادق عليه السلام : 
 ما نَقَلَ اللّه ُ عَزَّ و جلَّ عَبدا مِن ذُلِّ المَعاصي إلى عِزِّ التَّقوى إلاّ أغناهُ مِن غَيرِ مالٍ ، و أعَزَّهُ مِن غَيرِ عَشيرَةٍ ، و آنَسَهُ مِن غَيرِ بَشَرٍ .
خداوند عزّ و جلّ هيچ بنده اى را از ذلّت گناهان به عزّت تقوا منتقل نكرد، مگر اينكه او را بدون مال توانگر ساخت و بى ايل و عشيره قدرتمند نمود و بى آنكه كسى با او باشد، او را از تنهايى به در آورد.

تقوا، داروى دل هاست

امام على عليه السلام : 
إنَّ تَقوَى اللّه ِ دَواءُ دَاءِ قُلوبِكُم ، و بَصَرُ عَمى أفئدتِكُم ، و شِفاءُ مَرَضِ أجسادِكُم ، و صَلاحُ فَسادِ صُدورِكُم، و طَهورُ دَنَسِ أنفُسِكُم، و جَلاءُ عَشا أبصارِكُم، و أمنُ فَزَعِ جَأشِكُم، و ضِياءُ سَوادِ ظُلمَتِكُم 
همانا تقواى خدا داروى درد قلب هاى شماست و بينا كننده كورى دلهايتان و شفابخش بيمارى جسمهايتان و برطرف كننده تباهى سينه هايتان و پاك كننده آلودگى جان هايتان و روشنى بخش ضعف چشم هايتان و فرو نشاننده ترس و اضطراب دل هايتان و زداينده سياهى ظُلمتتان.
امام على عليه السلام :  
داوُوا بِالتَّقوَى الأسقامَ ، و بادِروا بِها الحِمامَ .
بيمارى ها را با تقوا درمان كنيد و پيش از فرا رسيدن مرگ به تقوا گراييد.
امام على عليه السلام :
 اُوصِيكُم بِتَقوَى اللّه ِ ··· أيقِظوا بها نَومَكُم ، و اقطَعوا بِها يَومَكُم ، و أشعِروها قُلوبَكُم ، و ارحَضوا بِها ذُنوبَكُم ، و داوُوا بِها الأسقامَ ، و بادِروا بها الحِمامَ .
 شما را به تقوا داشتن از خدا سفارش مى كنم··· با تقوا خواب [شب ]خود را به بيدارى رسانيد و روزتان را با آن سپرى كنيد و آن را شعار دل هايتان سازيد و گناهان خود را با آن بشوييد و بيمارى هايتان را با آن درمان كنيد و پيش از فرا رسيدن مرگ به تقوا گراييد.

تقوا، محكم ترين دستگيره

امام على عليه السلام : 
 التَّقوى آكَدُ سَبَبٍ بَينَكَ و بينَ اللّه ِ إن أخَذتَ بهِ ، و جُنَّةٌ مِن عَذابٍ ألِيمٍ 
تقوا را اگر چنگ زنى محكمترين رشته ميان تو و خداست و محافظى است در برابر عذاب دردناك.
امام على عليه السلام : 
إنّ لِتَقوَى اللّه ِ حَبلاً وَثيقا عُروَتُهُ، و مَعقِلاً مَنيعا ذِروَتُهُ 
تقواى خدا، ريسمانى دارد كه دستگيره اش بسيار محكم است و پناهگاهى دارد كه بلندايش تسخير نا پذير است.
امام على عليه السلام ـ درباره صفات تقوا پيشگان ـ فرمود :
 إنّ مِن أحَبِّ عِبادِ اللّه ِ إلَيهِ عَبدا أعانَهُ اللّه ُ على نَفسِهِ ··· قد أبصَرَ طَريقَهُ ، و سَلَكَ سَبيلَهُ ، و عَرَفَ مَنارَهُ ، و قَطَعَ غِمارَهُ، و استَمسَكَ مِن العُرى بأوثَقِها، و مِن الحِبالِ بأمتَنِها .
 يكى از محبوب ترين بندگان خدا در نزد او بنده اى است كه خداوند او را در برابر نفْسش يارى رسانده است··· راه خود را ديده، و آن را پيموده و نشانه راهيابى خويش را شناخته و سختى ها و خطرات آن را درنورديده و به محكمترين حلقه ها و استوارترين ريسمان ها، چنگ زده است.

نقش تقوا در پذيرش اعمال

پيامبر خدا صلى الله عليه و آله ـ در سفارش خود به ابوذر ـ فرمود :
يا أبا ذرٍّ ، كُن لِلعَمَلِ بِالتَّقوى أشَدَّ اهتِماما مِنكَ بِالعَمَلِ .
 اى ابوذر! براى [همراهى ]عملِ با تقوا بيشتر اهتمام داشته باش، تا به [نفْس ]عمل.
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله : 
 كُن بِالعَمَلِ بِالتَّقوى أشَدَّ اهتِماما مِنكَ بِالعَمَلِ بغَيرِهِ ؛ فإنّهُ لا يَقِلُّ عَملٌ بِالتَّقوى ، و كَيفَ يَقِلُّ عَملٌ يُتَقَبَّلُ ؟! لِقَولِ اللّه ِ عَزَّ و جلَّ : «إنَّما يَتَقَبَّلُ اللّه ُ مِنَ المُتَّقِينَ» .
به عملِ با تقوا بيشتر اهتمام داشته باش، تا به عملِ بدون تقوا؛ زيرا هيچ عملى كه با تقوا توأم باشد اندك نيست، چگونه اندك باشد عملى كه پذيرفته مى شود! چون خداوند عزّ و جلّ مى فرمايد: «جز اين نيست كه خداوند از تقوا پيشگان مى پذيرد».
امام على عليه السلام : 
كُونوا بِقَبولِ العَمَلِ أشَدَّ اهتِماما مِنكُم بِالعَمَلِ ؛ فإنّهُ لَن يَقِلَّ عَمَلٌ مَع التَّقوى ، و كَيفَ يَقِلُّ عَمَلٌ تُقُبِّلَ ؟!
به پذيرفته شدن عمل بيشتر اهتمام ورزيد، تا به خود عمل؛ زيرا عملى كه با تقوا همراه باشد، هرگز كم نيست، چگونه كم باشد عملى كه پذيرفته مى شود؟!
امام على عليه السلام : 
 لا يَقِلُّ عَمَلٌ مَع تَقوى ، و كَيفَ يَقِلُّ ما يُتَقَبَّلُ ؟!
هيچ عملى با تقوا اندك نيست، چگونه اندك باشد چيزى كه پذيرفته مى شود!
امام على عليه السلام : 
صِفَتانِ لا يَقبَلُ اللّه ُ سبحانَهُ الأعمالَ إلاّ بِهِما : التُّقى و الإخلاصُ
دو صفت است كه خداوند سبحان اعمال را جز با وجود آنها نمى پذيرد: تقوا و اخلاص.
الكافى ـ به نقل از ابو حمزه ـ : 
 كنتُ عندَ عليِّ بنِ الحسين عليه السلام ، فجاءَهُ رجُلٌ فقالَ لهُ : يا أبا محمّدٍ ، إنّي مُبتَلىً بِالنِّساءِ ، فأزني يَوما و أصُوم يَوما ، فيَكونُ ذا كفّارَةً لِذا ؟ : إنّهُ لَيس شيءٌ أحَبَّ إلَى اللّه ِ عَزَّ و جلَّ مِن أن يُطاعَ و لا يُعصى ، فلا تَزْنِ و لا تَصُمْ فاجتَذَبَهُ أبو جعفرٍ عليه السلام إلَيهِ فأخَذَ بِيَدِهِ فقالَ : يا أبا زَنَّةَ ، تَعمَلُ عَمَلَ أهلِ النَّارِ و تَرجو أن تَدخُلَ الجَنَّةَ ؟!
نزد امام زين العابدين عليه السلام بودم كه مردى آمد و به حضرت گفت : اى ابا محمّد! من زن باره هستم، از همين رو يك روز زنا مى كنم و يك روز روزه مى گيرم. آيا اين مى تواند كفّاره آن باشد؟ حضرت فرمود : هيچ چيز نزد خداوند عزّ و جلّ محبوبتر از اين نيست كه اطاعت شود و نافرمانى نشود. پس، نه زنا كن و نه [براى كفّاره] روزه بگير. سپس ابو جعفر (امام باقر) عليه السلام آن مرد را به طرف خود كشيد و دستش را گرفت و فرمود: اى مسخره ! كار دوزخيان را مى كنى و اميد دارى به بهشت روى؟!
بحار الأنوار : معصوم عليه السلام فرمود :
 جِدُّوا و اجتَهِدوا ، و إن لَم تَعمَلوا فلا تَعصُوا ؛ فإنَّ مَن يَبني و لا يَهدِمُ يَرتَفِعُ بِناؤهُ و إن كانَ يَسيرا ، و إنَّ مَن يَبني و يَهدِمُ يوُشِكُ أن لا يَرتَفِعَ بِناؤهُ
 بكوشيد و كوشا باشيد و اگر عمل نمى كنيد [دست كم ]نافرمانى نكنيد؛ زيرا كسى كه مى سازد و ويران نمى كند، بنايش بالا مى رود اگر چه اندكى؛ اما كسى كه مى سازد و ويران مى كند، بنايش هيچ گاه بالا نمى رود.

هركه از خدا پروا كند، خداوند براى او راه نجاتى قرار دهد

پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :
 لَو أنّ السَّماواتِ و الأرضَ كانَتا رَتقا على عَبدٍ ثُمّ اتَّقَى اللّه َ ، لَجَعَلَ اللّه ُ لَهُ مِنهُما فَرَجا و مَخرَجا .
 اگر آسمان ها و زمين در برابر بنده اى سر به هم آورند و آن بنده تقواى خدا پيشه كند، حتماً خداوند از ميان آن دو، شكاف و راه خروجى برايش قرار خواهد داد.
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله ـ چون آيه «و هركه از خدا بترسد [خداوند ]براى او راه خروجى قرار مى دهد» را خواند ـ فرمود : 
 مِن شُبُهاتِ الدُّنيا ، و مِن غَمَراتِ المَوتِ ، و شَدائدِ يَومِ القِيامَةِ 
[يعنى راه خروج ]از شبهات دنيا و از سختى هاى مرگ و دشوارى هاى روز قيامت.
كنز العمّال : پيامبر خدا صلى الله عليه و آله فرمود : 
 يا أيُّها النّاسُ ، اتَّخِذوا التَّقوى تِجارَةً يَأتِكُمُ الرِّزقُ بلا بِضاعَةٍ و لا تِجارَةٍ ، ثُمّ قَرأ «و مَن يَتَّقِ اللّه َ يَجْعَلْ لَهُ مَخْرَجا و يَرْزُقْهُ مِن حَيْثُ لا يَحْتَسِبُ» .
اى مردم! تقوا را تجارت شماريد، تا بدون هيچ سرمايه و سودايى به شما روزى رسد. سپس اين آيه را تلاوت فرمود: «و هركه از خدا پروا كند [خدا] براى او راه خروجى قرار دهد و از جايى كه گمان نمى برد روزيش رساند».
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله : 
ما تَرَكَ أحَدٌ مِنكُم للّه ِ شَيئا إلاّ آتاهُ اللّه ُ مِمّا هُو خَيرٌ لَهُ مِنهُ مِن حَيثُ لا يَحتَسِبُ ، و لا تَهاوَنَ بهِ و أخَذَهُ مِن حَيثُ لا يَعلَمُ إلاّ آتاهُ اللّه ُ مِمّا هُو أشَدُّ علَيهِ مِنهُ مِن حَيثُ لا يَحتَسِبُ .
هيچ يك از شما به خاطر خدا چيزى را رها نكند، مگر اينكه خداوند بهتر از آن را از جايى كه گمانش را هم نمى برد، نصيبش فرمايد و [هيچ يك از شما ]به خداوند بى اعتنايى نكند و ندانسته چيزى را نگيرد، مگر اينكه خداوند بدتر از آن را از جايى كه فكرش را هم نمى كند، بهره او گرداند.
بحار الأنوار : پيامبر خدا صلى الله عليه و آله فرمود: 
خَصلَةٌ من لَزِمَها أطاعَتهُ الدُّنيا و الآخِرَةُ ، و رَبِحَ الفَوزَ بِالجَنَّةِ . قيلَ : و ما هِيَ يا رسولَ اللّه ِ ؟ قالَ : التَّقوى ، مَن أرادَ أن يَكونَ أعَزَّ النّاسِ فلْيَتَّقِ اللّه َ عَزَّ و جلَّ ، ثُمَّ تَلا : «و مَن يَتَّقِ اللّه َ يَجْعَلْ لَهُ مَخْرَجاً * و يَرْزُقْهُ مِن حَيْثُ لا يَحْتَسِبُ»
يك خصلت است كه هر كس پايبند آن باشد دنيا و آخرت به فرمانش در آيند و به بهشت دست يابد. عرض شد: آن چيست اى رسول خدا؟ فرمود: تقوا. هركه مى خواهد با عزّت ترين مردم باشد، بايد از خدا پروا كند. حضرت سپس اين آيه را تلاوت كرد: «و هركه از خدا پروا كند خداوند براى او برونشوى قرار دهد و از جايى كه گمان نمى بَرَد روزيش رسانَد».
امام على عليه السلام ـ به ابوذر هنگام تبعيدش به ربذه ـ فرمود : 
 يا أبا ذرٍّ ، إنّكَ غَضِبتَ للّه ِ ، فارْجُ مَن غَضِبتَ لَهُ ··· و لَو أنّ السَّماواتِ و الأرَضِينَ كانَتا على عَبدٍ رَتقا ، ثُمّ اتَّقَى اللّه َ لَجَعَلَ اللّه ُ لَهُ مِنهُما مَخرَجا ! لا يُؤنِسَنَّكَ إلاّ الحَقُّ ، و لا يُوحِشَنَّكَ إلاّ الباطِلُ 
اى ابوذر! تو براى خدا خشم گرفتى. بنا بر اين به همان كسى كه براى او خشم گرفتى اميدوار باش··· و اگر آسمانها و زمين ها به روى بنده اى بسته شوند و آن بنده تقواى خدا پيشه كند، خداوند از ميان آنها راه خروجى برايش قرار دهد! چيزى جز حقّ با تو مأنوس نشود، و چيزى جز باطل تو را نهراساند.
امام على عليه السلام : 
 مَنِ اتَّقى اللّه َ سبحانَهُ جَعَلَ لَهُ مِن كُلِّ هَمٍّ فَرَجا ، و مِن كُلِّ ضِيقٍ مَخرَجا .
هركه از خداوند سبحان پروا كند، خداوند او را از هر غمى برهاند و از هر تنگنايى برون برد.
امام على عليه السلام : 
مَن أخَذَ بِالتَّقوى عَزَبَت . عنهُ الشَّدائدُ بَعدَ دُنُوِّها ، و احلَولَت لَهُ الاُمورُ بَعدَ مَرارَتِها ، و انفَرَجَت عَنهُ الأمواجُ بَعدَ تَراكُمِها ، و أسهَلَت لَهُ الصِّعابُ بَعدَ إنصابِها . .
هركه به تقوا چنگ زند، سختى هايى كه به او نزديك شده اند از وى دور شوند و كارها بعد از تلخ شدن بر او شيرين گردند و موج هايى كه در برابرش متراكم شده اند، كنار روند و دشوارى هايى كه او را به رنج افكنده اند، آسان شوند.
امام على عليه السلام : 
اِعلَموا أنّهُ «مَن يَتَّقِ اللّه َ يَجْعَلْ لَهُ مَخْرَجا» مِن الفِتَنِ ، و نُورا مِن الظُّلَمِ ، و يُخَلِّدْهُ فيما اشتَهَت نَفسُهُ ، و يُنزِلْهُ مَنزِلَ الكَرامَةِ عِندَهُ ، و في دارٍ اصطَنَعَها لِنَفسِهِ ، ظِلُّها عَرشُهُ ، و نُورُها بَهجَتُهُ ، و زُوّارُها مَلائكَتُهُ ، و رُفَقاؤها رُسُلُهُ .
بدانيد كه هر كس از خدا پروا كند خداوند برايش راه خروجى از فتنه ها و نورى در تاريكى ها قرار دهد و او را در آنچه خواسته است (بهشت) جاودانه گرداند و در منزل كرامت خود و در سرايى كه براى خودش برگزيده است، جاى دهد؛ منزل و سرايى كه سقف آن عرش خداست و نورش جمال و بهجت او و زائرانش فرشتگان او و ساكنانش پيامبران او.
امام باقر عليه السلام ـ در نامه خود به سعد الخير ـ نوشت : 
 إنّ اللّه َ عَزَّ و جلَّ يَقِي بِالتَّقوى عَنِ العَبدِ ما عَزُبَ عَنهُ عَقلُهُ ، و يُجَلِّي بِالتَّقوى عَنهُ عَماهُ و جَهلَهُ ، و بِالتَّقوى نَجا نُوحٌ و مَن مَعهُ في السَّفينَةِ ، و صالِحٌ و مَن مَعهُ مِن الصّاعِقَةِ ، و بِالتَّقوى فازَ الصّابِرونَ ، و نَجَتْ تِلكَ العُصَبُ مِن المَهالِكِ .
خداوند عزّ و جلّ به واسطه تقوا آنچه را كه عقل بنده به آن نمى رسد، از وى دور مى گرداند و به وسيله تقوا كورى و نادانى او را برطرف مى سازد. به كمك تقوا بود كه نوح و كسانى كه با او در كشتى بودند نجات يافتند و صالح و پيروانش از صاعقه رستند و با تقواست كه شكيبايان كامياب شدند و آن گروه ها از مهلكه ها رهايى يافتند.
امام صادق عليه السلام :
 مَنِ اعتَصمَ باللّه ِ بتَقواهُ عَصَمَهُ اللّه ُ ، و مَن أقبَلَ اللّه ُ عليهِ و عَصَمَهُ لَم يُبالِ لَو سَقَطَتِ السَّماءُ علَى الأرضِ ، و إنْ نَزلَتْ نازِلَةٌ على أهلِ الأرضِ فشَمِلَهُم بَلِيَّةٌ كانَ في حِرزِ اللّه ِ بِالتَّقوى مِن كُلِّ بَلِيَّةٍ ، أ لَيسَ اللّه ُ تعالى يَقولُ : «إنّ المُتَّقِينَ في مَقامٍ أمِينٍ» . ؟! .
 هر كه با تقوا داشتن از خدا به او پناه برد، خداوند او را نگه دارد و هر كس كه خداوند به او رو كند و نگه دارش باشد، وى را از افتادن آسمان بر زمين باكى نباشد و اگر بر اهل زمين بلايى فرود آيد و همگان را در بر گيرد، او به سبب تقوا از هر بلايى در امان ماند، مگر نه اينكه خداوند متعال مى فرمايد: «براستى كه پرهيزگاران در جايگاهى امن هستند»!
امام صادق عليه السلام :
 إنَّ اللّه َ قَد ضَمِنَ لِمَنِ اتَّقاهُ أن يُحَوِّلَهُ عمّا يَكرَهُ إلى ما يُحِبُّ ، و يَرزُقَهُ مِن حَيثُ لا يَحتَسِبُ .
 خداوند براى كسى كه از او پروا دارد ضمانت كرده است كه هر ناخوشايندى را براى او به آنچه خوشايندش مى باشد تغيير دهد و از جايى كه گمانش را هم نمى برد روزيش رساند.

تقوا پيشگان

پيامبر خدا صلى الله عليه و آله : 
المُتَّقونَ سادَةٌ ، و الفُقَهاءُ قادَةٌ ، و الجُلوسُ إلَيهِم عِبادَةٌ .
تقوا پيشگان مهترند و فقيهان رهبرند و همنشينى با آنان عبادت است.
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :
 المُتَّقونَ سادَةٌ ، العُلَماءُ و الفُقَهاءُ قادَةٌ ، اُخِذَ علَيهِم أداءُ مَواثِيقِ العِلمِ ، و الجُلوسُ إلَيهِم بَرَكَةٌ ، و النَّظَرُ إلَيهِم نُورٌ .
 تقوا پيشگان مهترند و علما و فقها رهبرند. از آنان پيمان گرفته شده است كه تعهّدات [خود به ]علم را به جاى آورند و نشستن در محضر آنان مايه بركت است و نگريستن به آنها روشنايى.
امام على عليه السلام :
 اِعلَموا عِبادَ اللّه ِ أنّ المُتَّقينَ ذَهَبوا بعاجِلِ الدُّنيا و آجِلِ الآخِرَةِ ، فشارَكُوا أهلَ الدُّنيا في دُنياهُم ، و لَم يُشارِكوا أهلَ الدُّنيا في آخِرَتِهِم .
 اى بندگان خدا! بدانيد كه پرهيزگاران هم دنيا را بردند و هم آخرت را؛ با اهل دنيا در [استفاده از نعمت هاى ]دنياى آنان شريكند، ولى اهل دنيا در [سعادت] آخرت آنان با ايشان شريك نيستند.
امام صادق عليه السلام : 
 العُلَماءُ اُمَناءُ ، و الأتقياءُ حُصونٌ ، و العُمّالُ سادَةٌ .
علما، امانتدارند و پرهيزگاران، دژ و كارگزاران مهتر.
امام صادق عليه السلام :
 القِيامَةُ عُرسُ المُتَّقينَ .
 قيامت، عروسى تقوا پيشگان است.

ويژگى هاى تقوا پيشگان

نهج البلاغة : 
رُويَ أنّ صاحِبا لأميرِ المؤمنينَ عليه السلام يقالُ لَهُ هَمّامٌ كانَ رجُلاً عابِدا ، فقالَ لَهُ : يا أميرَ المؤمِنينَ ، صِفْ لِيَ المُتَّقينَ ، حتّى كأنّي أنظُرُ إلَيهِم ، فتَثاقَلَ عليه السلام عن جَوابِهِ ، ثُمّ قالَ : يا هَمّامُ ، اتَّقِ اللّه َ و أحسِنْ ! فإنَّ اللّه َ مَع الّذينَ اتَّقَوا و الّذينَ هُم مُحسِنونَ فلَم يَقنَعْ هَمّامٌ بهذا القَولِ حتّى عَزمَ علَيهِ ، فحَمِدَ اللّه َ و أثنى علَيهِ و صلّى علَى النَّبيِّ صلى الله عليه و آله ثُمّ قالَ عليه السلام : أمّا بَعدُ، فإنّ اللّه َ سبحانَهُ و تعالى خَلَقَ الخَلقَ حِينَ خَلَقَهُم غَنِيّا عَن طاعَتِهِم ، آمِنا مِن مَعصِيَتِهِم ؛ لأنّهُ لا تَضُرُّهُ مَعصِيَةُ مَن عَصاهُ ، و لا تَنفَعُهُ طاعَةُ مَن أطاعَهُ ، فقَسَمَ بَينَهُم مَعايِشَهُم ، و وَضَعَهُم مِن الدُّنيا مَواضِعَهُم فالمُتَّقونَ فيها هُم أهلُ الفَضائلِ : مَنطِقُهُمُ الصَّوابُ ، و مَلبَسُهُمُ الاقتِصادُ ، و مَشيُهُمُ التَّواضُعُ ، غَضُّوا أبصارَهُم عَمّا حَرَّمَ اللّه ُ علَيهِم ، و وَقَفوا أسماعَهُم علَى العِلمِ النّافِعِ لَهُم ، نُزِّلَت أنفُسُهُم مِنهُم في البَلاءِ كالّتي نُزِّلَت في الرَّخاءِ ، و لَو لا الأجَلُ الّذي كَتَبَ اللّه ُ علَيهم لَم تَستَقِرَّ أرواحُهُم في أجسادِهِم طَرفَةَ عَينٍ ؛ شَوقا إلَى الثَّوابِ ، و خَوفا مِن العِقابِ عَظُمَ الخالِقُ في أنفُسِهِم فصَغُرَ ما دُونَهُ في أعيُنِهِم ، فَهُم و الجَنَّةُ كَمَن قَد رَآها فَهُم فِيها مُنَعَّمونَ ، و هُم و النّارُ كَمَن قَد رآها فَهُم فِيها مُعَذَّبونَ . قُلوبُهُم مَحزونَةٌ ، و شُرورُهُم مَأمونَةٌ ، و أجسادُهُم نَحيفَةٌ ، و حاجاتُهُم خَفيفَةٌ ، و أنفُسُهُم عَفيفَةٌ ، صَبَروا أيّاما قَصيرَةً أعقَبَتهُم راحَةً طَويلَةً ، تِجارَةٌ مُربِحَةٌ يَسَّرَها لَهُم رَبُّهم . أرادَتهُمُ الدُّنيا فلَم يُريدوها ، و أسَرَتهُم فَفَدَوا أنفُسَهُم مِنها أمّا اللّيلُ فَصافُّونَ أقدامَهُم ، تالِينَ لأِجزاءِ القُرآنِ ، يُرَتِّلونَها تَرتيلاً ، يُحَزِّنونَ بهِ أنفُسَهُم ، و يَستَثيرونَ بهِ دَواءَ دائهِم ، فإذا مَرُّوا بآيَةٍ فيها تَشويقٌ رَكَنوا إلَيها طَمَعا ، و تَطَلَّعَت نُفوسُهُم إلَيها شَوقا ، و ظَنُّوا أنّها نُصْبَ أعيُنِهِم ، و إذا مَرُّوا بآيَةٍ فيها تَخويفٌ أصغَوا إلَيها مَسامِعَ قُلوبِهِم ، و ظَنُّوا أنّ زَفيرَ جَهَنَّمَ و شَهيقَها في اُصولِ آذانِهِم، فَهُم حانُونَ على أوساطِهِم . ، مُفتَرِشُونَ لِجِباهِهِم و أكُفِّهِم و رُكَبِهِم و أطرافِ أقدامِهِم ، يَطلُبونَ إلَى اللّه ِ تعالى في فَكاكِ رِقابِهِم و أمّا النَّهارُ فحُلَماءُ عُلَماءُ ، أبرارٌ أتقياءُ ، قَد بَراهُمُ الخَوفُ بَرْيَ القِداحِ ، يَنظُرُ إلَيهِمُ النّاظِرُ فيَحسَبُهُم مَرضى ، و ما بِالقومِ مِن مَرَضٍ ، و يقولُ : قَد خُولِطوا ! و لَقَد خالَطَهُم أمرٌ عَظيمٌ ! لا يَرضَونَ مِن أعمالِهِمُ القَليلَ ، و لا يَستَكثِرونَ الكثيرَ ، فَهُم لأنفُسِهِم مُتَّهِمونَ، و من أعمالِهِم مُشفِقونَ. إذا زُكِّيَ أحَدٌ مِنهُم خافَ مِمّا يقالُ لَهُ ، فيَقولُ : أنا أعلَمُ بِنَفسي مِن غَيري ، و رَبّي أعلَمُ بي مِنّي بِنَفسي ! اللّهُمّ لا تُؤاخِذْني بِما يَقولونَ ، و اجعَلْني أفضَلَ مِمّا يَظُنُّونَ ، و اغفِرْ لي ما لا يَعلَمونَ فمِن عَلامَةِ أحَدِهِم أنّكَ تَرى لَهُ قُوَّةً في دِينٍ ، و حَزما في لِينٍ ، و إيمانا في يَقينٍ ، و حِرصا في عِلمٍ ، و عِلما في حِلمٍ ، و قَصدا في غِنى ، و خُشوعا في عِبادَةٍ ، و تَجَمُّلاً في فاقَةٍ ، و صَبرا في شِدَّةٍ ، و طَلَبا في حَلالٍ ، و نَشاطا في هُدىً ، و تَحَرُّجا عَن طَمَعٍ . يَعمَلُ الأعمالَ الصّالِحَةَ و هُو على وَجَلٍ ، يُمسي وَ هَمُّهُ الشُّكرُ ، و يُصبِحُ وَ هَمُّهُ الذِّكرُ ، يَبِيتُ حَذِرا ، و يُصبِحُ فَرِحا ؛ حَذِرا لِما حُذِّرَ مِن الغَفلَةِ ، و فَرِحا بما أصابَ مِن الفَضلِ و الرَّحمَةِ إن اِستَصعَبَت علَيهِ نَفسُهُ فيما تَكرَهُ لَم يُعْطِها سُؤلَها فيما تُحِبُّ . قُرَّةُ عَينِهِ فِيما لا يَزولُ ، و زَهادَتُهُ فِيما لا يَبقى ، يَمزُجُ الحِلمَ بِالعِلمِ و القَولَ بِالعَمَلِ . تَراهُ قَريبا أمَلُهُ ، قَليلاً زَلَلُهُ ، خاشِعا قَلبُهُ ، قانِعَةً نَفسُهُ ، مَنزورا أكلُهُ ، سَهلاً أمرُهُ ، حَريزا دِينُهُ، مَيِّتَةً شَهوَتُهُ ، مَكظوما غَيظُهُ ، الخَيرُ مِنهُ مَأمولٌ ، و الشَّرُّ مِنهُ مَأمونٌ إن كانَ في الغافِلينَ كُتِبَ في الذّاكِرينَ و إن كانَ في الذّاكِرينَ ، لَم يُكتَبْ مِن الغافِلينَ ، يَعفُو عَمَّن ظَلَمَهُ ، و يُعطي مَن حَرَمَهُ ، و يَصِلُ مَن قَطَعَهُ ، بَعيدا فُحشُهُ ، لَيِّنا قَولُهُ ، غائبا مُنكَرُهُ ، حاضِرا مَعروفُهُ ، مُقبِلاً خَيرُهُ ، مُدبِرا شَرُّهُ في الزَّلازلِ وَقورٌ ، و في المَكارِهِ صَبورٌ ، و في الرَّخاءِ شَكورٌ، لا يَحيفُ على مَن يُبغِضُ، و لا يَأثَمُ فِيمَن يُحِبُّ . يَعتَرِفُ بِالحَقِّ قَبلَ أن يُشهَدَ علَيهِ ، لا يُضِيعُ ما استُحفِظَ ، و لا يَنسى ما ذُكِّرَ ، و لا يُنابِزُ بالألقابِ ، و لا يُضارُّ بِالجارِ ، و لا يَشمَتُ بِالمَصائبِ، و لا يَدخُلُ في الباطِلِ ، و لا يَخرُجُ مِن الحَقِّ إن صَمَتَ لَم يَغُمَّهُ صَمتُهُ ، و إن ضَحِكَ لَم يَعْلُ صَوتُهُ ، و إن بُغِيَ علَيهِ صَبَرَ حتّى يَكونَ اللّه ُ هُو الّذي يَنتَقِمُ لَهُ . نَفسُهُ مِنهُ في عَناءٍ و النّاسُ مِنهُ في راحَةٍ، أتعَبَ نفسَهُ لآخِرَتِهِ ، و أراحَ النّاسَ مِن نَفسِهِ . بُعدُهُ عَمَّن تَباعَدَ عَنهُ زُهدٌ و نَزاهَةٌ ، و دُنُوُّهُ مِمَّن دَنا مِنهُ لِينٌ و رَحمَةٌ . لَيسَ تَباعُدُهُ بِكِبرٍ و عَظَمَةٍ ، و لا دُنُوُّهُ بِمَكرٍ و خَديعَةٍ قالَ : فصَعِقَ هَمّامٌ صَعقَةً كانَت نَفسُهُ فيها . فقالَ أميرُ المؤمنينَ عليه السلام : أما و اللّه ِ لَقد كُنتُ أخافُها علَيهِ ، ثُمّ قالَ : هكذا تَصنَع ُ المَواعِظُ البالِغَةُ بأهلِها فقالَ لَهُ قائلٌ : فما بالُكَ يا أميرَ المؤمنينَ ؟! فقالَ عليه السلام : وَيحَكَ ! إنّ لِكُلِّ أجَلٍ وَقتا لا يَعدُوهُ و سَبَبا لا يَتَجاوَزُهُ ، فمَهلاً لا تَعُدْ لِمِثلِها ، فإنَّما نَفَثَ الشَّيطانُ على لِسانِكَ .
روايت شده است كه يكى از ياران امير مؤمنان عليه السلام به نام همّام، كه مردى عابد بود، به حضرت عرض كرد : اى امير مؤمنان! پرهيزگاران را چنان برايم وصف كن كه گويى [در برابرم ايستاده اند و ]آنان را مى بينم. حضرت در پاسخ دادن به او كندى به خرج داد و سپس فرمود: اى همّام! تقواى خدا داشته باش و نيكويى كن؛ زيرا «خداوند با كسانى است كه تقوا داشته باشند و كسانى كه نيكو كارند». همّام به اين جمله بسنده نكرد و به حضرت اصرار نمود. پس امام عليه السلام حمد و ثناى الهى به جاى آورد و بر پيامبر صلى الله عليه و آله درود فرستاد و آنگاه فرمود:
اما بعد، خداوند پاك و بزرگ آنگاه كه خلق را آفريد از طاعت آنان بى نياز بود و از نا فرمانيشان ايمن؛ زيرا نه نافرمانى كسى كه او را نافرمانى كند زيانى به وى رساند و نه طاعت كسى كه طاعتش برد، سودى به او رساند. آنگاه روزى و معاش آنان را ميانشان تقسيم كرد و هر كس را در اين دنيا در جايگاه خودش قرار دادپس، پرهيزگاران در اين دنيا فضايلى دارند: گفتارشان با راستى و درستى توأم است و پوشاكشان با ميانه روى و راه رفتنشان با تواضع. از چيزهايى كه خداوند بر آنان حرام كرده است، چشم پوشيده اند و گوش هاى خود را وقف دانشى كرده اند كه برايشان سودمند است. در بلا و گرفتارى همان گونه اند كه در خوشى و آسايش و اگر نبود مهلت و اجلى كه خداوند برايشان رقم زده است، از شوق به پاداش و ترس از كيفر، لحظه اى جان هايشان در پيكرهايشان قرار نمى گرفت آفريدگار در جان هاى آنان بزرگ است و از اين رو هر چه جز اوست در چشم هايشان خرد و حقير مى باشد. بهشت را آن چنان باور دارند كه گويى آن را مى بينند و هم اكنون از نعمت هايش برخوردارند و دوزخ را چنان باور دارند كه انگار آن را مشاهده مى كنند و هم اينك در آن معذّبند. دل هايشان اندوهگين است و شرّشان به كسى نمى رسد. پيكرهايشان نزار است و نيازهايشان اندك و جان هايشان عفيف. اين چند روزه كوتاه [دنيا] را با شكيبايى به سر مى برند و به دنبال آن، آسايش جاودانى به دست مى آورند و اين سوداى سود آورى است كه پروردگارشان براى آنان فراهم ساخته است. دنيا آنان را خواست، اما آنان دنيا را نخواستند و دنيا آنان را اسير كرد اما جان خود را از او خريدند و خلاصش كردند شب هنگام برپا مى خيزند و آيات قرآن را شمرده و با تأمّل تلاوت مى كنند و به وسيله آن جان هايشان را اندوهناك مى سازند و داروى درد خود را در آن مى جويند. پس، هرگاه به آيه اى تشويق آميز مى رسند، به آن اميد مى بندند و با اشتياق به آن مى نگرند و گويى پاداشى كه از آن خبر مى دهد در مقابل ديدگان آنهاست و هرگاه به آيه اى تهديدآميز برمى خورند، گوش دل خويش را به آن مى سپارند و چنان مى پندارند كه خروش دم و بازدم دوزخ در بيخ گوش هاى آنان است. قامت خويش را [در مقابل حق] خم مى كنند، پيشانى و كف دستها و زانوان و سر انگشتانشان را بر زمين مى نهند و از خداوند متعال آزادى خويش [از دوزخ ]را مى طلبند و به هنگام روز بردبارانى دانا و نيكوكارانى پرهيزگارند. ترس از خدا آنان را مانند تيرهاى تراش خورده لاغر كرده است. هر كه آنان را ببيند، خيال مى كند بيمارند در حالى كه هيچ بيمارى ندارند. مى گويند: اينان ديوانه اند! [اما نيستند ]بلكه در درونشان هنگامه اى بزرگ برپاست! به اعمال اندك خود رضايت نمى دهند، و اعمال بسيار خود را هم زياد نمى شمارند. پس خود را متّهم [به قصور و تقصير] مى كنند و از كردارهايشان هراسانند. هرگاه از يكى از آنان ستايش شود، از آنچه درباره اش گفته مى شود، مى ترسد و مى گويد: من خود را بهتر از هر كس مى شناسم و پروردگارم مرا بهتر از خودم مى شناسد. خداوندا! آنچه مى گويند بر من مگير و مرا برتر از آنچه آنان گمان مى كنند بگردان و آنچه را از [بدى هاى] من نمى دانند بر من ببخشاى از نشانه هاى يكى از آنان اين است كه در دين نيرومند است و نرمش و ملايمت را با قاطعيت در آميخته است. ايمانى توأم با يقين دارد، به علم و معرفت حريص است، علم را با بردبارى توأم كرده است، در زمان توانگرى مقتصد است، در عبادت خشوع دارد، در تنگدستى آراسته و با عزّت نفْس است، در سختى ها شكيباست، در طلبِ حلال است، در پيمودن راه راست با نشاط است و از طمع و حرص به دور مى باشد، در حالى كه اعمال نيك انجام مى دهد ترسان و نگران است، روز را با اهتمام به شكر [حق] به شب مى رساند، و شب را در حالى به صبح مى رساند كه همّ و غمش ياد خداست، شب را با ترس و حذر مى گذراند و روز را با شادى و خوشحالى ؛ ترس و حذر از غفلتى كه از آن برحذر داشته شده است و شادى و خوشحالى به خاطر فضل و رحمتى كه به او رسيده است اگر نفْسش در آنچه وى دوست ندارد سركشى و نافرمانى كند، او نيز شهوت هاى نفْس خود را بر آورده نمى سازد، شادى و دل خوشى او به چيزى است كه زوال نمى پذيرد (آخرت) و بى رغبتى او به چيزى است كه باقى و پايدار نمى ماند (دنيا) بردبارى را با دانش و گفتار را با كردار آميخته است. او را مى بينى كه آرزويش كوتاه و لغزشش اندك و دلش خاشع و نَفْسش قانع و خوراكش كم و كارش آسان و دينش محفوظ و شهوتش مرده و خشمش فرو خورده است، به خيرش اميد مى رود و شرّش به كسى نمى رسداگر ميان مردم غافل باشد از ياد آوران [ياد خدا ]نوشته مى شود و اگر ميان ياد كنندگان باشد از غافلان قلمداد نشود. از كسى كه به او ستم كرده است، گذشت مى كند و به كسى كه از او مضايقه كرده است عطا مى كند و با آنكه از او بريده است، پيوند برقرار مى سازد، از زشت گويى بدور است و گفتارش نرم و ملايم، كار ناپسند از او ديده نمى شود و كار پسنديده اش حاضر و آماده است، خيرش روى آورنده است و شرّش روى گرداننده در حوادث تكان دهنده با وقار و پابرجاست و در نا خوشايندى ها شكيبا و هنگام نعمت و آسايش سپاسگزار. به كسى كه دشمنش دارد ستم نمى كند و به خاطر كسى كه دوستش دارد مرتكب گناه نمى شود، به حق و حقيقت، پيش از آنكه بر آن گواه آورند، اعتراف مى كند. آنچه را به او سپرده شود ضايع نمى سازد و آنچه را به يادش آورند فراموش نمى كند و نام و لقب هاى زشت روى كسى نمى گذارد و به همسايه خود زيانى نمى رساند و از گرفتارى ها و مصيبت هاى ديگران شاد نمى شود. در راه باطل گام نمى گذارد و از طريق حق و حقيقت خارج نمى شود اگر خاموش نشيند، آن خاموشى او را اندوهگين نمى سازد و اگر بخندد، صداى خنده اش را بلند نمى كند. اگر بر او ستم شود، صبر مى كند تا خداوند انتقام او را بگيرد. نَفْسش از دست او در رنج و مشقّت است و مردم از او در آسايش و راحتند. خود را به خاطر آخرتش به زحمت مى اندازد و مردم را از خويش در آسايش مى دارد. اگر از كسى دورى مى كند، دورى كردنش از روى زهد و دورى از دنياست و اگر به كسى نزديك مى شود، نزديك شدنش از سر مهربانى و دلسوزى است؛ نه دورى گزيدنش به سبب تكبّر و بزرگ منشى است و نه نزديك شدنش براى مكر و فريب. راوى مى گويد: در اين هنگام همّام از هوش رفت و جان دادامير المؤمنين عليه السلام فرمود: هان! به خدا سوگند كه من نگران چنين پيشامدى براى او بودم. سپس فرمود: اندرزهاى رسا اين چنين در اهلش تأثير مى كند!يكى از حاضران گفت: پس، خودت چه اى امير مؤمنان [چرا در خودت چنين تأثيرى نمى كند]؟!حضرت فرمود: واى بر تو! هر مرگى زمانى دارد كه از آن فراتر نمى رود و سببى دارد كه از آن تجاوز نمى كند. پس، آرام باش و ديگر چنين سخنى را كه شيطان به زبانت جارى ساخت، تكرار مكن.
امام باقر عليه السلام : 
  إنّ أهلَ التَّقوى هُمُ الأغنِياءُ ، أغناهُمُ القَليلُ مِن الدُّنيا ، فمَؤونَتُهُم يَسيرَةٌ ، إن نَسِيتَ الخَيرَ ذَكَّروكَ ، و إن عَمِلتَ بهِ أعانُوكَ ، أخَّرُوا شَهَواتِهِم و لَذّاتِهِم خَلفَهُم ، و قَدَّمُوا طاعَةَ رَبِّهِم أمامَهُم ، و نَظَروا إلى سَبيلِ الخَيرِ و إلى وَلايَةِ أحِبّاءِ اللّه ِ فأحَبُّوهُم ، و تَولَّوهُم و اتَّبَعُوهُم .
به راستى كه توانگران واقعى همان پرهيزگارانند، اندكِ دنيا آنان را بى نياز كرده و كم خرج و بى زحمت هستند. اگر خير و خوبى را فراموش كنى، به يادت مى آورند، اگر به آن عمل كنى كمكت مى كنند. شهوت ها و لذّت هاى خود را پشت سرشان انداخته اند و طاعت پروردگارشان را پيش روى خود نهاده اند و به راه خير و به دوستى دوستان خدا چشم دوخته اند و آنان را دوست مى دارند و آنان را ولىّ و سرپرست خود كرده اند و از ايشان پيروى مى كنند.
امام باقر عليه السلام :
 إنّ أهلَ التَّقوى أيسَرُ أهلِ الدُّنيا مَؤونَةً ، و أكثَرُهُم لكَ مَعونَةً ، تَذكُرُ فيُعِينونَكَ ، و إن نَسِيتَ ذَكَّروكَ ، قَوّالُونَ بأمرِ اللّه ِ ، قَوّامُونَ على أمرِ اللّه ِ ، قَطَعوا مَحَبَّتَهُم بمَحَبَّةِ رَبِّهِم ، و وَحَّشوا الدُّنيا لِطاعَةِ مَليكِهِم ، و نَظَروا إلَى اللّه ِ عَزَّ و جلَّ و إلى مَحَبَّتِهِ بِقُلوبِهِم ، و عَلِموا أنّ ذلكَ هُو المَنظورُ إلَيهِ ، لِعَظيمِ شَأنِهِ .
 تقوا پيشگان كم خرج و زحمت ترين مردم دنيا و كمك كارترين آنان به تو هستند. به ياد داشته باشى، ياريت مى دهند، فراموش كنى، به يادت مى آورند، پيوسته گوينده امر خدايند و همواره برپا دارنده آن . براى دوستى خدا، از هر دوستى و محبتى دل كنده اند و به خاطر طاعت پادشاه خويش از دنيا گريخته اند و از صميم دل به خداوند عزّ و جلّ و دوستى و محبّت او رو كرده اند و دانسته اند تنها به همو بايد چشم داشت كه شأن و مرتبى عظيم دارد.
امام باقر عليه السلام :
 كانَ أميرُ المؤمنينَ عليه السلام يقولُ : إنّ لِأهلِ التَّقوى عَلاماتٍ يُعرَفونَ بِها: صِدقُ الحَديثِ، و أداءُ الأمانَةِ ، و الوَفاءُ بِالعَهدِ ··· و قِلَّةُ المُؤاتاةِ لِلنِّساءِ ، و بَذلُ المَعروفِ ، و حُسنُ الخُلقِ ، و سَعَةُ الحِلمِ ، و اتِّباعُ العِلمِ فيما يُقَرِّبُ إلَى اللّه ِ عَزَّ و جلَّ .
 امير المؤمنين عليه السلام مى فرمود: تقوا پيشگان نشانه هايى دارند كه با آنها شناخته مى شوند: راستگويى، امانتدارى، وفاى به عهد··· كم آميختن با زنان، احسان كردن بي دريغ، خوش خويى، بردبارى زياد و پيروى از علمى كه به خداوند عزّ و جلّ نزديك مى كند.
 امام باقر عليه السلام : 
 لِلمُتَّقي ثَلاثُ عَلاماتٍ : إخلاصُ العَمَلِ ، و قِصَرُ الأمَلِ ، و اغتِنامُ المَهَلِ .
پرهيزگار را سه نشانه است: اخلاصِ عمل، كوتاهىِ آرزو و بهره گرفتن از فرصت ها.

آنچه تقوا مى آورد

پيامبر خدا صلى الله عليه و آله : 
لا يَبلُغُ العَبدُ أن يَكونَ مِن المُتَّقينَ حتّى يَدَعَ ما لا بَأسَ بهِ حَذَرا لِما بهِ بَأسٌ .
بنده به مرتبه پرهيزگاران نرسد مگر آنگاه كه آنچه را بلا مانع است به خاطر ترس از افتادن در آنچه اشكال دارد، رها كند.
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :
إنَّ المُتَّقينَ الّذينَ يَتَّقونَ اللّه َ مِن الشّيءِ الّذي لا يُتَّقى مِنهُ خَوفا مِن الدُّخولِ في الشُّبهَةِ .
 پرهيزگاران كسانى هستند كه از ترس افتادن در شبهه، از آنچه جاى پرهيز ندارد پرهيز كنند و از خدا پروا نمايند.
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله ـ در سفارش خود به ابوذر ـ فرمود : 
يا أبا ذرٍّ، لا يكونُ الرّجُلُ مِن المُتَّقينَ حتّى يُحاسِبَ نَفسَهُ أشَدَّ مِن مُحاسَبَةِ الشَّريكِ لِشَريكِهِ ، فيَعلَمَ مِن أينَ مَطعَمُهُ ، و مِن أينَ مَشرَبُهُ ، و مِن أينَ مَلبَسُهُ ؟ أ مِن حِلٍّ ذلكَ ، أم مِن حَرامٍ ؟ .
اى ابوذر! آدمى از پرهيزگاران نباشد، مگر آنگاه كه حسابرسى او از نفْسش سخت تر از حساب كشيدن شريك از شريكش باشد و بداند كه از كجا مى خورد، از كجا مى آشامد و از كجا مى پوشد، آيا اينها از راه حلال است يا از حرام؟
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :
 لِكُلِّ شيءٍ مَعدِنٌ ، و مَعدِنُ التَّقوى قُلوبُ العارِفينَ .
 هر چيزى معدنى دارد و معدن تقوا، دل هاى خداشناسان است.
امام على عليه السلام : 
 التَّقوى ثَمَرَةُ الدِّينِ ، و أمارَةُ اليَقينِ .
تقوا، ثمره دين است و نشانه يقين.
امام على عليه السلام ـ در اين دعا كه آن را بسيار مى خواند ـ مى گفت : 
 أصبَحتُ عَبدا مَملوكا ظالِما لِنَفسي ، لَكَ الحُجَّةُ علَيَّ و لا حُجَّةَ لِي ، و لا أستَطيعُ أن آخُذَ إلاّ ما أعطَيتَني ، و لا أتَّقِي إلاّ ما وَقَيتَني .
[خدايا!] من بنده اى زرخريد و ستمكار بر خويش هستم، تو بر من حجّت و برهان دارى و مرا بر تو هيچ حجّتى نيست و چيزى را نتوانم به دست آورد، مگر آنچه را كه تو به من دهى و از چيزى نتوانم پرهيز كرد و خود را نگه نتوانم داشت، مگر اينكه تو مرا نگه دارى.

آنچه مانع تقوا مى شود

امام على عليه السلام : 
حَرامٌ على كُلِّ قَلبٍ مُتَوَلِّهٍ بِالدُّنيا أن تَسكُنَهُ التَّقوى .
جاى گرفتن تقوا در دلى كه شيفته دنيا باشد، حرام باشد.
 امام على عليه السلام :
 و اللّه ِ ، ما أرى عَبدا يَتَّقي تَقوىً تَنفَعُهُ حتّى يَخزِنَ لِسانَهُ .
 به خدا قسم هيچ بنده اى را نديده ام كه تقوايش سودمند باشد، مگر اينكه زبانش را نگه دارد.
امام على عليه السلام : 
 لا يَستَطيعُ أن يَتَّقِيَ اللّه َ مَن خاصَمَ
كسى كه ستيز مى كند، نمى تواند از خدا پروا داشته باشد.
 
امام عسكرى عليه السلام : 
مَن لَم يَتَّقِ وُجوهَ النّاسِ لَم يَتَّقِ اللّه َ .
هر كه از چهره هاى مردم پروا نكند، از خداوند پروا نمى كند.

حقّ تقوا

پيامبر خدا صلى الله عليه و آله : 
«اِتَّقُوا اللّه َ حقَّ تُقاتِهِ» : أن يُطاعَ فلا يُعصى ، و أن يُذكَرَ فلا يُنسى .
از خدا چنان كه سزاوار است پروا كنيد، بدين گونه كه اطاعت شود و نافرمانى نشود و پيوسته ياد شود و هيچ گاه فراموش نگردد.
امام على عليه السلام : 
 اِتَّقُوا اللّه َ حَقَّ تُقاتِهِ ، و اسعَوا في مَرضاتِهِ ، و احذَروا ما حَذَّرَكُم مِن ألِيمِ عَذابِهِ 
از خداوند چنان كه سزاوار است پروا كنيد و در خشنودى او بكوشيد و از عذاب درد آورش كه شما را برحذر داشته است، حذر كنيد.
امام على عليه السلام : 
اُوصِيكُم بِتَقوَى اللّه ِ ؛ فإنّها حَقُّ اللّه ِ علَيكُم ··· لَم تَبرَحْ عارِضَةً نَفسَها علَى الاُمَمِ الماضِينَ مِنكُم و الغابِرينَ ، لِحاجَتِهِم إلَيها غَدا ، إذا أعادَ اللّه ُ ما أبدى ، و أخَذَ ما أعطى ، و سألَ عَمّا أسدى ، فما أقلَّ مَن قَبِلَها و حَمَلَها حَقَّ حَملِها ! اُولئكَ الأقَلُّون عَدَدا .
شما را به تقواى خدا سفارش مى كنم؛ زيرا كه آن حقّ خداست بر شما··· تقوا همواره خود را بر امّت هاى گذشته و آينده عرضه كرده و مى كند؛ زيرا مردم در فرداى قيامت كه خداوند آنچه را آغاز كرده است باز مى گرداند و آنچه را داده است مى گيرد و از آنچه عطا فرموده است بازخواست مى كند، به تقوا نيازمندند. و چه اندكند كسانى كه تقوا را پذيرفته و چنان كه بايسته و سزاست به كارش بسته باشند! اينان اندك شمارند.
امام على عليه السلام : 
 اِتَّقُوا اللّه َ تَقِيَّةَ مَن شَمَّرَ تَجريدا ، و جَدَّ تَشميرا ، و كَمَّشَ في مَهَلٍ ، و بادَرَ عَن وَجَلٍ ، و نَظَرَ في كَرَّةِ المَوئلِ ، و عاقِبَةِ المَصدَرِ ، و مَغَبَّةِ المَرجِعِ .
از خداوند پروا كنيد، همانند خدا پروايى كسى كه از همه وابستگى ها رسته و دامن همّت به ميان بسته و در سر فرصت شتافته و با هراس سبقت جسته و درباره بازگشت به قرارگاه و فرجام كار و عاقبت بازگشتگاه، انديشيده است.
امام على عليه السلام : 
 اِتَّقُوا اللّه َ عِبادَ اللّه ِ تَقِيَّةَ ذِي لُبٍّ شَغَلَ التَّفكُّرُ قَلبَهُ ، و أنصَبَ الخَوفُ بَدَنَهُ ، و أسهَرَ التَّهَجُّدُ غِرارَ نَومِهِ ، و أظمَأَ الرَّجاءُ هَواجِرَ يَومِهِ ، و ظَلَفَ الزُّهدُ شَهَواتِهِ .
اى بندگان خدا! از خدا پروا كنيد، پروا دارى تيزهوشى كه انديشيدن دل، او را مشغول ساخته و ترس [از خدا و عذاب ]پيكرش را رنجور داشته و عبادت شبانه خواب اندكش را گرفته و اميد [به خدا و پاداش] او را در روزهاى داغ، به تحمّل تشنگى (روزه دارى) وا داشته و بى توجّهى به دنيا از شهوت هايش باز داشته است.
امام على عليه السلام :
اتَّقُوا اللّه َ تَقِيَّةَ مَن سَمِعَ فخَشَعَ ، و اقتَرَفَ فاعتَرَفَ ، و وَجِلَ فعَمِلَ ، و حاذَرَ فبادَرَ ، و أيقَنَ فأحسَنَ ، و عُبِّرَ فاعتَبَرَ .
 از خدا پروا كنيد، همانند خدا پروايى كسى كه [حقّ را] شنيد و خشوع كرد،مرتكب [حرام و گناه ]شد و اعتراف (توبه) كرد، ترسيد و كار [نيكو] كرد. حذر كرد و[به سوى پاداش] شتافت، يقين كرد و كار نيك به جاى آورد و پند داده شد و پند گرفت.
امام على عليه السلام : 
 اِتَّقُوا اللّه َ تَقِيَّةَ مَن أيقَنَ فأحسَنَ ، و عُبِّرَ فاعتَبَرَ ، و حُذِّرَ فازدَجَرَ ، و بُصِّرَ فاستَبصَرَ ، و خافَ العِقابَ و عَمِلَ لِيَومِ الحِسابِ .
از خدا بترسيد همچون خدا ترسى كسى كه يقين كرد و نيكى به جا آورد و پند داده شد و پند گرفت و بر حذر داشته شد و حذر كرد و بينايش كردند و بينا شد و از كيفر ترسيد و براى روز حساب كار كرد.
امام على عليه السلام : 
 اِتَّقُوا اللّه َ عِبادَ اللّه ِ تَقِيَّةَ مَن شَغَلَ بِالفِكرِ قَلبَهُ ، و أوجَفَ الذِّكرَ بلِسانِهِ ، و قَدَّمَ الخَوفَ لأمانِهِ .
از خدا پروا كنيد، مانند خدا پروايى كسى كه دلش را به تفكّر مشغول داشت و زبانش را به ذكر (ياد خدا) جنباند و ترس را براى ايمنى خود پيش فرستاد (در دنيا از عذاب آخرت ترسيد و از گناه باز ايستاد تا در آخرت از ترس و عذاب ايمن بماند).
امام صادق عليه السلام ـ در پاسخ به سؤال از آيه «از خدا آن گونه كه حقّ پروا كردن از اوست ، پروا كنيد» ـ فرمود : 
 يُطاعُ فلا يُعصى ، و يُذكَرُ فلا يُنسى ، و يُشكَرُ فلا يُكفَرُ .
[حقّ تقوا از خدا اين است] كه اطاعت شود و نافرمانى نشود و پيوسته ياد شود و هرگز فراموش نگردد و سپاسگزارى شود و ناسپاسى نشود.
بحار الأنوار ـ به نقل از ابو بصير ـ : 
سَألتُ أبا عبدِ اللّه ِ عليه السلام عَن قَولِ اللّه ِ: «اتَّقُوا اللّه َ حَقَ تُقاتِهِ» قالَ: مَنسوخَةٌ . قلتُ : و ما نَسَخَتها ؟ قالَ: قَولُ اللّه ِ:«اتَّقُوا اللّه َ ما اسْتَطَعْتُم»
از امام صادق عليه السلام درباره آيه «اتقوا اللّه حقّ تقاته» پرسيدم، فرمود: اين آيه منسوخ شده است. عرض كردم: ناسخ آن چيست؟ فرمود: آيه «اتّقوا اللّه ما استطعتم».

تفسير تقوا

پيامبر خدا صلى الله عليه و آله : 
 تَمامُ التَّقوى أن تَتَعلَّمَ ما جَهِلتَ و تَعمَلَ بِما عَلِمتَ .
همه تقوا اين است كه آنچه را نمى دانى بياموزى و آنچه را مى دانى به كار بندى.
امام على عليه السلام :
 التَّقوى اجتِنابٌ .
 تقوا، اجتناب [از معصيت خدا ]است.
امام على عليه السلام : 
 بِالتَّقوى قُرِنَتِ العِصمَةُ .
عصمت (مصونيّت از گناه) به تقوا بسته شده است.
امام على عليه السلام : 
 التَّقوى أن يَتَّقِيَ المَرءُ كُلَّ ما يُؤثِمُهُ .
تقوا اين است كه انسان از هر آنچه او را به گناه مى كشاند، پرهيز كند.
امام على عليه السلام : 
 المُتَّقي مَنِ اتَّقى الذُّنوبَ .
با تقوا كسى است كه از گناهان بپرهيزد.
امام على عليه السلام :
رَأسُ التَّقوى تَركُ الشَّهوَةِ .
 اساس تقوا، ترك شهوت است.
امام على عليه السلام : 
مَن مَلَكَ شَهوَتَهُ كانَ تَقِيّا .
هر كه بر شهوت خود مسلّط باشد، با تقواست.
امام على عليه السلام : 
عِندَ حُضورِ الشَّهَواتِ و اللَّذّاتِ يَتَبيَّنُ وَرَعُ الأتقِياءِ .
هنگام فرا رسيدن شهوت ها و لذّت هاست كه پارسايى تقوا پيشگان معلوم مى شود.
امام على عليه السلام :
مِلاكُ التُّقى رَفضُ الدُّنيا .
 شالوده تقوا، رها كردن دنياست.
امام على عليه السلام :
التَّقوى سِنخُ الإيمانِ .
 تقوا، بنياد ايمان است.
امام على عليه السلام :
أواخِرُ مَصادِرِ التَّوَقّي أوائلُ مَوارِدِ الحَذَرِ .
 پايان خروجى هاى تقوا، ابتداى ورودى هاى حذر است.
امام صادق عليه السلام ـ در پاسخ به سؤال از معناى تقوا ـ فرمود : 
 أن لا يَفقِدَكَ اللّه ُ حَيثُ أمَرَكَ ، و لا يَراكَ حَيثُ نَهاكَ .
تقوا اين است كه خداوند تو را در جايى كه فرمانت داده است غايب نبيند و در آنجا كه نهيت كرده است، حاضر نيابد.
امام صادق عليه السلام :
لا يَغُرَّنَّكَ بُكاؤهُم ، إنّما التَّقوى في القَلبِ .
 هرگز گريه آنان تو را نفريبد، كه تقوا در دل جاى دارد.

 عصاره تقوا

پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :
جِماعُ التَّقوى في قَولِهِ تَعالى :«إنّ اللّه َ يأمُرُ بالعَدْلِ و الإحْسانِ» .
 عصاره تقوا در آيه «خداوند به عدالت و احسان فرمان مى دهد» است.
مجمع البيان: عبد اللّه بن مسعود گفت:
 هذهِ الآيَةُ أجمَعُ آيَةٍ في كِتابِ اللّهِ لِلخَيرِ و الشَّرِّ ··· و جاءَتِ الرّوايةُ أنّ عُثمانَ بنَ مَظعونٍ قالَ : كُنتُ أسلَمتُ استِحياءً مِن رسولِ اللّه ِ صلى الله عليه و آله لِكَثرَةِ ما كانَ يَعرِضُ علَيَّ الإسلامَ ، و لَمّا يَقَرَّ الإسلامُ في قَلبي ، فكُنتُ ذاتَ يَومٍ عِندَهُ حالَ تأمُّلِهِ فشَخَصَ بَصَرَهُ نَحوَ السّماءِ كأنّهُ يَستَفهِمُ شَيئا ، فلَمّا سُرِّيَ عَنهُ سَألتُهُ عَن حالِهِ فقالَ : نَعَم ، بَينا أنا اُحَدِّثُكَ إذ رأيتُ جَبرئيلَ في الهَواءِ فأتاني بهذهِ الآيَةِ «إنّ اللّه َ يَأمُرُ بالعَدْلِ و الإحْسانِ» . و قَرأها علَيَّ إلى آخِرِها ، فقَرَّ الإسلامُ في قَلبي ، و أتَيتُ عمَّهُ أبا طالِبٍ فأخبَرتُهُ فقالَ : يا آلَ قُريشٍ، اتَّبِعوا محمّدا صلى الله عليه و آله تَرشُدوا ؛ فإنّهُ لا يَأمُرُكُم إلاّ بمَكارِمِ الأخلاقِ ··· و عَن عِكرِمَةَ قالَ : إنّ النَّبيَّ صلى الله عليه و آله قَرأ هذهِ الآيةَ علَى الوليدِ بن المُغيرَةِ فقالَ : يا بنَ أخي أعِدْ ، فأعادَ ، فقالَ : إنّ لَهُ لَحَلاوَةً ، و إنّ علَيهِ لَطَلاوَةً ، و إنّ أعلاهُ لَمُثمِرٌ ، و إنّ أسفَلَهُ لَمُغدِقٌ ، و ما هُو قَولُ البَشَرِ .
 اين آيه جامعترين آيه كتاب خدا درباره خوبى و بدى است··· در روايت آمده است كه عثمان بن مظعون گفت: از بس رسول خدا صلى الله عليه و آله پذيرش اسلام را به من پيشنهاد مى كرد، من از خجالت، اسلام آوردم. اما اسلام هنوز در دلم جا نگرفته بود. روزى در حالى كه رسول خدا غرق تأمّل بود در خدمت ايشان بودم كه ناگاه چشم به طرف آسمان دوخت به طورى كه گويى مى خواهد چيزى را بفهمد. وقتى به خود آمد، درباره آن حالت از ايشان سؤال كردم . فرمود: آرى، وقتى داشتم با تو صحبت مى كردم، ناگاه جبرئيل را در هوا ديدم و اين آيه را برايم آورد: «ان اللّه يأمر بالعدل و الإحسان». حضرت آيه را تا آخر برايم خواند. اين جا بود كه اسلام در دلم استوار شد، و نزد عموى او، ابو طالب، رفتم و موضوع را به او گفتم. ابو طالب گفت: اى خاندان قريش! از محمّد صلى الله عليه و آله پيروى كنيد تا رستگار شويد؛ چون او، شما را جز به خصلتهاى والاى انسانى فرمان نمى دهد···از عكرمه نقل شده است كه: پيامبر صلى الله عليه و آله اين آيه را براى وليد بن مغيره خواند. وليد گفت: برادر زاده! تكرار كن. رسول خدا آيه را دوباره خواند. وليد گفت: اين سخن حلاوتى دارد و از زيبايى خاصى برخوردار است بالايش پر از ميوه است و پايينش خرّم و پر نعمت و اين سخن بشر نيست.

با تقواترين مردم

پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :
 أتقَى النّاسِ مَن قالَ الحَقَّ فيما لَهُ و علَيهِ .
 با تقواترين مردم، كسى است كه حقيقت را به سود و زيان خود بگويد.
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :
اِعمَلْ بفَرائضِ اللّه ِ تَكُن أتقَى النّاسِ .
 به واجبات خدا عمل كن، تا با تقواترين مردم باشى.
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله : 
 مَن أحَبَّ أن يَكونَ أتقَى النّاسِ فلْيَتَوكَّلْ علَى اللّه ِ .
هـركـه دوسـت دارد با تقواترين مردم باشد، بايد به خدا توكل كند.

پيشواى پرهيزگاران

پيامبر خدا صلى الله عليه و آله ـ به على عليه السلام ـ فرمود : 
 مَرحَبا بسَيِّد المُسلمينَ ، و إمامِ المُتقَّينَ
خوش آمدى اى سرور مسلمانان و پيشواى پرهيزگاران.
 
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :
 لَمّا عُرِجَ بِي إلَى السَّماءِ ··· فأوحى إلَيَّ ـ أو أمَرَني ـ في عليٍّ بثَلاثِ خِصالٍ : إنّهُ سَيّدُ المُسلمينَ ، و إمامُ المُتَّقينَ ، و قائدُ الغُرِّ المُحَجَّلينَ .
 آنگاه كه به آسمان برده شدم··· خداوند سه خصلت را درباره على به من وحى ـ يا امر ـ كرد: او سرور مسلمانان و پيشواى پرهيزگاران و جلودارِ رو سفيدان [روز قيامت ]است.
امام على عليه السلام ـ در وصف پيامبر صلى الله عليه و آله ـ فرمود : 
إمامُ مَنِ اتّقى ، و بَصَرُ مَنِ اهتَدى 
پيشواىِ كسى است كه تقوا پيشه كند و ديده كسى است كه ره جويد.

فرجام نيك از آن پرهيزگاران است

امام على عليه السلام : 
 إن أتاكُمُ اللّه ُ بعافِيَةٍ فاقبَلوا ، و إنِ ابْتُلِيتُم فاصبِروا ؛ فإنَّ العاقِبَةَ لِلمُتَّقينَ .
اگر خداوند عافيتى به شما بخشيد آن را بپذيريد، و اگر دچار بلا و گرفتارى شديد شكيبايى ورزيد؛ زيرا عاقبت [نيك] از آنِ تقوا پيشگان است.
 
امام على عليه السلام ـ در اندرز دادن به تقوا ـ فرمود : 
«و سِيقَ الّذِينَ اتَّقَوا رَبَّهُمْ إلَى الجَنَّةِ زُمَرا» . قَد اُمِنَ العَذابُ ، و انقَطعَ العِتابُ ، و زُحزِحوا عَنِ النّارِ ، و اطمَأنَّتْ بِهِمُ الدّارُ ، و رَضُوا المَثوى و القَرارَ ، الّذينَ كانَت أعمالُهُم في الدُّنيا زاكِيَةً ، و أعيُنُهُم باكِيَةً ، و كانَ لَيلُهُم في دُنياهُم نَهارا ، تَخَشُّعا و استِغفارا ، و كانَ نَهارُهُم لَيلاً ، تَوَحُّشا و انقِطاعا ، فجَعَلَ اللّه ُ لَهُمُ الجَنَّةَ مَآبا ، و الجَزاءَ ثَوابا ، و كانُوا أحَقَّ بِها و أهلَها في مُلكٍ دائمٍ ، و نَعيمٍ قائمٍ 
«آن كسانى كه از پروردگارشان پروا كردند گروه گروه به سوى بهشت رانده مى شوند»، در حالى كه از عذاب آسوده و از سرزنش رها گشته و از آتش دور شده اند و در سراى [بهشت ]آرام گرفته اند و به جايگاه و قرارگاه خود خشنودند. آنان كه اعمال و كردارشان در دنيا پاك است و چشمانشان گريان و شبِ دنيايشان به خاطر خشوع و استغفار كردن روز است و روزشان به سبب تنهايى و بريدن [از مردم] شب. خداوند بهشت را بازگشتگاه آنان و ثواب را پاداش ايشان قرار داد و آنان به بهشت سزاوارترند و اهل آن هستند و در مُلكى جاويدان و نعمتى پايدار به سر مى برند.
میزان الحکمه،جلد سیزدهم.
ارسال نظر برای این مطلب

نام
ایمیل (منتشر نمی‌شود) (لازم)
وبسایت
:) :( ;) :D ;)) :X :? :P :* =(( :O @};- :B /:) :S
نظر خصوصی
مشخصات شما ذخیره شود ؟ [حذف مشخصات] [شکلک ها]
کد امنیتیرفرش کد امنیتی

مطالب مشابه

پیام های ناخودآگاه(مخفی)