ارادت کبوتر به امام موسی کاظم ع

http://s10.picofile.com/file/8405601218/wallpapers_by_Rokott007_38.jpg


علی بن ابوحمزه ثمالی حکایت می کند:

  • روزی یکی از دوستان حضرت ابوالحسن امام موسی کاظم علیه السلام به دیدار  ان حضرت آمد و حضرتش را به میهمانی در منزل خود دعوت کرد

امام دعوت دوست خود را پذیرفت و به همراه آن شخص حرکت کرد تا به منزل او رسید.

  • همین که حضرت وارد منزل شد میزبان تختی  را مهیا نمود و امام کاظم بر ان تخت جلوس فرمود
  • چون صاحب منزل به دنبال آوردن غذا رفت حضرت متوجه شد که یک جفت کبوتر زیر تخت در حال بازی و معاشقه با یکدیگر می باشند.
  • وقتی صاحب منزل با ظرف غذا  نزد حضرت وارد شد امام علیه السلام را در حال خنده و تبسم مشاهده کرد
  • از روی تعجب اظهار داشت یا ابن رسول الله این خنده و تبسم برای چیست؟
  • حضرت فرمود برای این یک جفت کبوتری است که زیر تخت مشغول شوخی و بازی هستند ،کبوتر به همسر خود می گوید:

ای انیس و منوس من ای عروس زیبای متن قسم به خداوند یکتا! بر روی زمین موجودی محبوبتر و زیباتر از تو نزد من نیست مگر این شخصیتی که روی تخت نشسته است

  • صاحب منزل با تعجب عرضه داشت :آِیا شما زبان حیوانات و سخن کبورتان را هم می فهمید
  • امام فرمود:

بله  ما اهل البیت رسالت،سخن حیوانات و پرندگان را می دانیم و بلکه تمام علوم اولین و آخرین به ما داده شده است.

 

منبع: چهل داستان و چهل حدیث از امام موسی کاظم علیه السلام،عبدالله صالحی،قم: انتشارات مهدی یار، 1381؛صص35-36

 

ارسال نظر برای این مطلب

نام
ایمیل (منتشر نمی‌شود) (لازم)
وبسایت
:) :( ;) :D ;)) :X :? :P :* =(( :O @};- :B /:) :S
نظر خصوصی
مشخصات شما ذخیره شود ؟ [حذف مشخصات] [شکلک ها]
کد امنیتیرفرش کد امنیتی

مطالب مشابه

پیام های ناخودآگاه(مخفی)